1. طرح مسئله
شاید امروز وحدت و انسجام کشورهای اسلامی از مهم ترین و ضروری ترین مسئله باشد. جهان اسلام از لحاظ ژئوپولیتیکی و ژئواستراتیژیکی، در مهم ترین و حساس ترین نقطه جهان قرار دارد. نقطه تلاقی سه قاره جهان: آسیا، اروپا و افریقا را سرزمین های اسلامی تشکیل می دهد. از لحاظ اقتصادی، کشورهای جهان اسلام دارای غنی ترین منابع جهان، خصوصا نفت و گاز، است. از لحاظ جمعیت و منابع انسانی، کشورهای اسلامی دارای بیشترین جمعیت جوان و در حال رشد هستند. از لحاظ عددی نیز کشورهای جهان اسلام اعضای قابل توجهی را در سازمان ملل و دیگر سازمان های جهانی تشکیل می دهند. اما علی رغم داشتن امکانات، پتانسیل و فاکتورهای فوق، جهان اسلام در سطح جهانی از تاثیر گذاری و وزنه ی که باید داشته باشند، محروم هستند. این کشورها، در معادلات جهانی و بین المللی بازیگر حتی دست دوم و سوم نیز به حساب نمی آید. اگر مهم ترین ابزار بازیگری و تاثیر گزاری در صحنه ی بین الملل را داشتن قدرت بدانیم، و قدرت را نیز مشتمل بر داشتن ابزارهای: اقتصادی، نظامی و فرهنگی بدانیم، کشورهای جهان اسلام علی رغم داشتن بسیاری از ابزارهای فوق، بازیگر تاثیر گذار نیست. چرا؟ آیا دلیل این امر، رقیب های سرسخت و قدرتمند است، یا ضعف خودی؟ یا هردو؟
بررسی تمامی ابعاد این موضوع در سطح کلان، در جای خود باید صورت گیرد. اما آنچه ما در این تحقیق به عنوان مفروض در نظر می گیریم این است که: «ضعف درونی و عدم اتحاد جهان اسلام، مانع عمده در راستای قدرت و شوکت جهان اسلام است.» حال با این مفروض، سئوال این است که چه راهکارهای می تواند برای حل این معضل وجود داشته باشد. این پرسش نیز کلان و گسترده است که نمی توان در حد یک مقاله یا یک پایان نامه و کتاب به آن، پاسخ گفت. پس لازم است دایره تحقیق را محدودتر نماییم تا به پاسخ مناسب و در خور، دست یابیم. اگر موانع را به سه قسم: سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم کنیم، و عرصه فرهنگی را انتخاب کنیم، سئوال این است که: از لحاظ فرهنگی، چه موانع و مشکلاتی فراروی جهان اسلام وجود دارد که مانع شوکت و اقتدار آن شده است؟ این سئوال نسبت به سئوالات فوق، که خیلی مبنایی و گسترده بود، تا حد رضایت بخشی خاص و جزئی است اما برای انجام یک تحقیق مناسب در حد مقاله، بازهم گسترده است. چه اینکه بررسی ابعاد فرهنگی این معضل، کاری بسیار دشوار اما ممکن است. پس دایره سوال را باید محدودتر نمود. مسائل فرهنگی را محدود به باورهای و آموزه
ادامه مطلب
نظریه گفتمان یکی از زیرشاخه های نظریات پست مدرن است. نظریه گفتمان چنان که از اسمش پیداست، ریشه در زبان شناسی دارد. اما این نظریه در دو حوزه متفاوت رشد یافته است: در حوزه زبان شناسی و حوزه فلسفه سیاسی. نظریه گفتمان در حوزه زبانشناسی به گفتمان انتقادی شهرت دارد که مهم ترین نظریه پردازان آن «ون دایک»، روث وداک و نورمن فرکلاف است. در حوزه فلسفه سیاسی، فوکو و لاکلا و موفه سرشناس ترین نظریه پردازان گفتمان است. گفتمان در حوزه فلسفه سیاسی فقط به مسائل زبانی نمی پردازد اما بی ارتباط با زبان هم نیست. به عقیده همه صاحب نظران، گفتمان لاکلا و موفه برای تحلیل مسائل کلان سیاسی – اجتماعی از ظرفیت بسیار خوبی برخوردار است. در این سطور می خواهیم انتخابات ریاست جمهوری ایران را با نظریه گفتمان لاکلا و موفه تحلیل کنیم. ابتدا لازم است به ویژگیهای این گفتمان اشاره ای داشته باشیم.
- اولین و مهم ترین ویژگی گفتمان لاکلا و موفه نفی ذات گرایی و تاکید بر ربطی بودن هویت ها است. این ویژگی ریشه در زبان شناسی سوسور و شالوده شکنی دریدا دارد. هیچ معنای ذاتی، ابدی، جهانشمول و همه فهم وجود دارد. رابطه بین دال و مدلول قرار دادی و دلبخواهی است نه لازم و دایمی. اشیاء بنفسه هیچ معنای ندارند.
ادامه مطلب
تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران و پیامدهای آن
روز جمعه مورخ 22/3/1388 در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد. در این انتخابات براساس اعلام رسمی وزارت کشور ایران و تایید شورای نگهبان، حدود 85% واجدین شرایط شرکت کردند و نزدیک 62% به محمود احمدی نژاد و حدود 33% به آقای میرحسین موسوی، جدی ترین رقیب انتخاباتی، رای دادند. بعد از اعلام نتایج، اعتراضات و اغتشاش های در ایران، از جمله پایتخت به وقوع پیوست که قابل تامل و بررسی است. ما در این چند سطر این وقایع را با «نظریه سیستمها» تحلیل می کنیم. هدف فهم و توضیح این وقایع با نظریه فوق است که مهمترین نظریه در علوم اجتماعی و سیاسی است.
نظریه سیستمها و انتخابات ایران
«نظریه سیستم» یکی از نظریه های مهم برای تحلیل مسائل اجتماعی است. در یک تعریف کلی، نظام یا سیستم، عبارت است از مجموعه عناصری که برای رسیدن به نتایج خاص در تعامل هستند. بر اساس این نظریه هر کشوری دارای یک نظام سیاسی است که همواره داده ها را معنا یا رمزگشایی نموده به نهاده تبدیل می کند. در این نظریه،ادامه مطلب
انتخابات ریاست جمهوری و چند پرسش
این روزها همه نشانه ها حاکی از پیروزی آقای کرزی در انتخابات آینده افغانستان است. شاید تقدیر چنین است که یک دوره ی دیگر، جناب کرزی زمام امور کشور بحران زده و فقیر افغانستان را در دست بگیرد. ائتلافها، تاکتیک ها، و استراتژیها همه بر محور آقای کرزی می چرخد. در سطح کلان و بین المللی و قدرتهای بزرگ، از جمله آمریکا، نشانه های حاکی از این است که آقای کرزی زمدار افغانستان باشد. چه اینکه تمامی گزینه های احتمالیِ جانشینی آقای کرزی همه منتفی شده اند. در سطح منطقه ای، قدرتهای بزرگ محلی از جمله هند، ایران، روسیه از باب دفع افسد به فاسد هم که شده به زمداری کرزی رضایت دارند. تنها پاکستان مهم ترین همسایه افغانستان است که فعلا درگیر مشکلات داخلی بوده و توانایی اعمال نفوذ در افغانستان را ندارد. در سطح ملی و داخلی نیز نشانه ها حاکی از پیروزی آقای کرزی است. نبود رقیب جدی، ضعف ائتلافهای رقیب، ائتلاف با سران و متنفذین اقوام از جمله هزاره ها، تاجیک ها و حتی ازبکها، زمینه را برای پیروزی آقای کرزی فراهم کرده است. کرزی در طول چند سال حکومت، به خوبی معامله با جنگ سالاران و متنفذان محلی را یاد گرفته است. لذا امروز شرایط را طوری رقم زده است که به جای اینکه کرزی نیازمند متنفذان و رهبران اقوام باشد، برعکس آنان برای بقا و دوام خود نیازمند کرزی هستند. لذا هرکس زمانی برای خود نام و نشانی داشته است، امروز برای حفظ و تداوم آن، ناچارند با کرزی دست به اتحاد بزنند.ادامه مطلب
(مجله سراج شماره سی و یک و سی دوم)
درآمد
عدالت گمشدهاي است كه بشر همواره در تكاپوي آنست. عدالت عمري به بلنداي تفكر بشر دارد؛ از آن زماني كه بشر به عنوان موجودي داراي فكر، انديشه و خرد به تفكر پرداخته است، عدالت يكي از موضوعات مهم آن بوده است. هيچ مكتب، دين، آيين، و نحلهاي فكري نبوده است مگر اينكه در مورد عدالت موضعگيري كرده اند. اديان بزرگ الهي يكي از اهدافش را برقراري قسط و عدل قرار داده اند. مذاهب مختلف، خود را طلايه دار عدالت مي دانند. فيلسوفان، انديشمندان و متفكران همگي دغدغهي عدالت داشته اند. خلاصه اينكه هرجا تفكر و تعقلي بوده، عدالت چاشني آن بوده است.
به همان ميزان كه بشر در مورد عدالت انديشيده اند، به همان ميزان برداشتهاي متفاوت و حتي متضاد از عدالت صورت گرفته است. مكاتب مختلف تصويرهاي مختلفي را از عدالت به نمايش گذاشته و انديشمندان مختلف برداشتهاي متفاوت از عدالت داشته اند. فيلسوفان، متكلمان، فقيهان و محدثان، مصلحان و فعالان اجتماعي هركدام به نحوي از عدالت سخن گفته اند. بنابراين بيان مفهوم واحد و قدر جامعي از عدالت نه ممكن است و نه مفيد. عدالتي كه در باب الهيات و خداشناسي مطرح است با عدالت فقهي كاملا
ادامه مطلب
پایان نامه ای که دفاع شد
بلاخره، در تاریخ 3/3/1388 بعد از چند ماه تلاش، پایان نامه ام را دفاع کردم. عنوان پایان نامه «تحلیل گفتمانی دموکراسی در افغانستان: موانع گفتمانی دموکراسی» در این تحقیق جناب دکتر تاجیک استاد دانشگاه شهید بهشتی به عنوان راهنما، دکتر منصور میراحمدی به عنوان مشاور و دکتر علیرضا ازغندی به عنوان داور، همکاری داشتند. پایان نامه با درجه عالی و با نمره نوزده و نیم مورد قبول هیئت داوران واقع شد. لازم است از برادر عزیز قادر نعیمی تشکر و قدردانی ویژه داشته باشم.
چکیده
بعد از یازدهم سپتامبر 2001 طالبان، جایش را به گفتمان دموکراسی داد. طالبان که خود با غیریت سازی و به حاشیه راندن گفتمان بی قرار و از جا کنده شده مجاهدین،ادامه مطلب
این مقاله اقای علوی در مجله طرح نو می باشد. مقاله و نقد آن را بخوانید و قضاوت کنید.
سید رضا علوی
سند شماره 1:«حريّت فردي از هرگونه تعرض و مداخله مصئون است؛ هيچ كس، جز بر اساس حكم فيصلهاي محكمهاي شرعي و نظامات مقننه، توقيف يا مجازات نخواهد گرديد. بردگي ملغي است؛ هيچ كس نميتواند ديگري را به صفت برده و غلام استخدام نمايد.»1
كشور افغانستان يك كلكسيون غني از واحدهاي وابسته به رگههاي متفاوت جمعيت بشري است. در برخي منابع خارجي به آن «موزيم اقوام» نيز گفته شده است. انواع از نژادها، اقوام، گويشها و گرايشهاي بشري در آن وجود دارند و در كنار هم زندگي ميكنند. قوم هزاره، با مميزههاي چون نوع خاصي از چهره، گويش دري (با لهجهي محلي هزارهگي) فرهنگ و آداب متميز، پيروي (اكثريت) از مذهب جعفري و انزواي جغرافيايي؛ يك تيره از ساكنان اين كشور است.
ادامه مطلب
علی رضا شریفی
اشاره
در شماره چهاردهم و پانزدهم مجله طرح نو مقاله ای تحت عنوان «هزار ها از جنبش نرم مدنی و مشارکت ملی تا تشکیل احزاب سیاسی» به چاپ رسیده است. این نوشتار به نقد و شالوده شکنی مقاله مذکور می پردازد.
***
«شالوده شکنی» یا «بن فکنی» روشی است که ژاک دیدا فیلسوف معاصر فرانسوی به کار گرفته است. او خود در تعریف آن می گوید:
«چیزی ساخته شده است، مثلا یک نظام فلسفی یا یک سنت، و یا فرهنگ و کسی می خواهد آن را آجر به آجر خراب کند تا بنیادهای آن را تحلیل و آن را مستحیل نماید. فردی به نظامی می نگرد و چگونگی ساخت آن را وارسی می کند، تا معلوم دارد که زاویه ها و یا سنگهای پایه کدام است و چنانچه آنها را جابه جا کند از قید اقتدار نظام رها خواهد شد.»(ضیمران، 1379: 36)
وقتی می گوییم بن فکنی مراد تخریب و ویران سازی یک ساختمان نیست بلکه باید آن را گونه ای پرسش در باره ای الگو و طرح معمارانه به شمار آورد. در فلسفه نیز پرسش از شالوده ها، بنیادها، مبانی، اصول و چارچوبها و به طور کلی آنچه به زبان یونانی آرخه معروف است، مصداقی از همین رویکرد است. بنابراین بنیان فکنی و ساخت زدایی عبارت است از پرسش و جستجوی نهادها و بنیاد ها و در اینجا معماری را باید در معنای استعاری و مجازی آن به کار گرفت.»(همان،43)
خلاص اینکه شالوده شکنی این است که: اولا: خصوصیات و ویژگیهای یک اثر را بررسی کنیم؛ ثانیا؛ مبانی، اصول و چارچوب کلی آن را بیان کنیم؛ ثالثا: نتایج و پیامدهای آن را بیان کنیم.
در شماره چهاردهم و پانزدهم فصل نامه طرح نو مقاله ای از محقق ارجمند جناب آقای سید رضا علوی تحت عنوان: «هزاره ها از جنبش نرم مدنی و مشارکت ملی تا تشکیل احزاب جهادی» به چاپ رسیده است. ما تلاش می کنیم در سطور چندی به شالوده شکنی این مقاله بپردازیم. لذا بر اساس تعریف که از شالوده شکنی ارائه کردیم، ابتدا مشخصات و ویژگیهای مقاله مذکور، سپس مبانی و بنیادهای آن و در نهایت نتایج و پیامدهای آن را بیان می کنیم.
ادامه مطلب
«باراک حسین اوباما، رئیس جمهور آمریکا شد»
به راستی شما چه احساسی نسبت به این جمله دارید؟ بی تفاوت! خوشحال! ناراحت! ذوق زده! متعجب! و...
به هرحال بدترین گزینه شاید «بیتفاوتی» باشد. دلایلی زیادی برای این امر وجود دارد: رئیس کشور که بر دنیا مسلط است انتخاب می شود؛ او یک سیاه پوستی است که اجدادش را به عنوان برده در آمریکا آورده بودند؛ او ارتباطی هم به دین اسلام دارد؛
آیا اینها دلیل کافی برای بیرون آوردن یک فرد از بی تفاوتی نیست؟
به هرحال من کاری به این ندارم که دیگران چه احساسی نسبت به این مسئله دارد اما لازم می دانم احساس درونی خود را بیان کنم:
برای توجیه این حادثه دو نظر و دو طیف تئوریکی وجود دارد:
1- انتخاب اوبامای سیاه و مسلمان، توطئه دیگری صهیونسم جهانی و استکبار جهانی است تا اینبار با این سیاست، بر دنیا سوار شود! اوبا عروسک خیمه شب بازی است که او را برای رسیدن به اهداف مهمتر، روی کار آوردند.(تئوری توطئه)
2- تاریخ پایان یافته است؛ لیبرال دموکراسی بهترین نظامی است که بشر به آن دست یافته و دیگر نظامی فوق آن، قابل تصور نیست؛ دلیل آن، انتخاب فردی مسلمانِ سیاه پوست در کشوری است که بنای آن در دست سفید پوستان، اداره آن در دست سفید پوستان، ثروت آن در دست سفید پوستان و دین آن مسحیت است! مگر بشر بهتر از این، دیگر چه می خواهد. آیا بشر تا کنون چنین چیزی به خود دیده است؟
کدام درست است: اولی یا دومی؟ نظر شما چیست؟
اما نظر شخصی بنده: من به عنوان یک مسلمان از لحاظ مبنایی، ممکن است با بسیاری از سیاستها، اقدامات، و عملکرد آمریکا موافق نباشم. من با توجه به باورهای که دارم، ممکن است نظامی لیبرال دموکراسی را بهترین نظام برای بشر ندانم؛ اما به این امر اذعان دارم که غیر از حکومت معصومین، این اولین نظام و بهترین نظامی است که بشر با تجربه ی بشری خود به آن دست یافته است. من این اتفاق را به تمام بشریت تبریک می گویم. من این حادثه را محدود به جغرافیای خاص و مردم خاص نمی دانم من این را تجربه گرانبها و ارزش ستودنی برای بشریت می دانم.
نظرشما چیست؟
با سلام !
از غیبت چند ماهه و وقفه ای که در نوشتن مطالب جدید ایجاد شد، پوزش می طلبم. شاید برای کسانی که رنج بی خانگی و مستاجری را دیده و با درد آوراگی آشنا هستند این مسئله قابل توجیه باشد. به هرحال نداشتن خانه و تلفن و خرابی کامپیوتر در اساس کشی، شاید دلایلی محکمه پسندی برای این غیبت طولانی باشد. در این اولین حضور، می خواهم یک مژده دهم اولا به خودم ثانیا به همه اندیشمندان، متفکران و صاحبان قلم. مژده به این خاطر که موضوع پایان نامه بنده در دانشگاه شهید بهشتی تهران به تصویب رسید. عنوان پایان نامه هست: تحلیل گفتمانی دموکراسی در افغانستان: موانع گفتمانی دموکراسی سازی . این موضوع با راهنمایی بهترین استاد دانشگاه شهید بهشتی و ایران در زمینه گفتمان و پست مدرن، جناب دکتر محمد رضا تاجیک و مشاوره یکی دیگر از بهترین اساتید، دکتر منصور میراحمدی اتخاذ شده است.
برای پربار شدن این رساله، دست یاری بسوی همه اندیشمندان، متفکران و اصحاب قلم دراز نموده تا هرنوع کمکی که می توانند از قبیل: معرفی منابع و سایتها، ارائه انتقادات و پیشنهادات و... بنمایند. لطف تان مستدام
ایمیل:www. ali_sha_rifi@yahoo.com
در گفتگو با دكتر عباس منوچهرى(1)
به كوشش: غلامرضا بهروزلك(2)
اشاره:
روش و چارچوب نظرى در پژوهشهاى سياسى از مباحث مهم و قابل توجه پژوهشگران علوم سياسى است. براى تشريح اين مفاهيم و بيان چيستى و جايگاه آنها در پژوهشهاى سياسى، مصاحبهاى با دكتر عباس منوچهرى توسط استاد بهروزلك انجام و ويرايش شده كه به شرح ذيل تقديم علاقمندان مىشود.
ادامه مطلب
علوم
سياسى>شماره
28
حميد پارسانيا
باسمه الحق
1. موضوع روششناسى: روششناسى شناخت شيوههاى انديشه و راههاى توليد علم و دانش در عرصه معرفت بشرى است و موضوع اين دانش، روش علم و معرفت است، و روش در ارتباط مستقيم با عواملى نظير موضوع معرفت، هدف معرفت و هستىشناسى و معرفتشناسىاى است كه معرفت بر اساس آن شكل مىگيرد. معرفت خصوصا اگر كاربردى باشد، در روش خود از نظريهاى كه مبتنى بر آن است نيز تأثيرپذير مىباشد.
ادامه مطلب
در
گفتوگو با مصطفى ملكيان
اشاره:
اين
گفتوگو به همت پژوهشكده انديشه سياسى اسلام صورت پذيرفته، و آقاى سيد صادق حقيقت
آن را بازنويسى كرده است. پيش از اين در شمارههاى 7 و 9 نيز گفتوگوهايى در زمينه
موضوع مذكور شده بود.
با تشكر از اينكه وقتخود را در اختيار ما قرار داديد، بهعنوان مقدمه، اين سؤال را مطرح مىكنيم كه اصولا تفاوت «رهيافت» و «رويكرد» چيست؟ و آيا Attitude امرى شخصى و Approach امرى غيرشخصى است؟
ادامه مطلب
روششناسى در حوزه انديشه سياسى
به
كوشش: سيد صادق حقيقت
گفت
و گو با: دكتر عليرضا حسينى بهشتى
اشاره:
مجموعه
حاضر، تلخيصى از گفت و گو با دكتر عليرضاحسينى بهشتى در حوزه روششناسى و انديشه
سياسىمىباشد كه در پائيز 1377 در واحد انديشه سياسى انجام شدهاست.
با تشكر از حضور جنابعالى در اين نشست، اولين سؤالخود را در ارتباط با روششناسى و فلسفه علوم سياسى طرحمىكنيم. به نظر جناب عالى آيا در غرب چيزى به نام «فلسفه علومسياسى» وجود دارد؟ آيا اصولا مىتواند چنين ديسيپلينى تاسيسنمود؟
ادامه مطلب
بحران روششناسى در علوم سياسى
دكتر سيدصادق حقيقت(1)
مقاله حاضر به بحران روششناسى در علوم سياسى، تبيين علل آن و اشاراتى به راههاى برون رفت از اين بحران مىپردازد. بحران روششناسى در علوم سياسى به چند بخش تقسيم مىشود: بحرانهاى ناشى از تشويش در فلسفه علم، بحرانهاى ناشى از فلسفه علوم اجتماعى و مسائلى كه خاص علوم سياسى است. مفاهيم علوم سياسى هنگام ورود به جوامعى همانند جامعه ما معمولاً دچار كژتابى مىشوند و اين مسأله بحران در روششناسى علوم سياسى را مضاعف مىكند. مهمترين گامهاى برون رفت از اين بحران در جامعه ما عبارتند از: شناخت روشهاى مدرن، نقد و بومى كردن آنها، باز خوانى تراث سياسى و روشهاى آن، نقد تراث، و مقايسه و هم نهادسازى اين دو گونه روش.
ادامه مطلب
(1)
دكتر محمدرضا تاجيك
دبير جلسه:
1. در دهه 1950 گرايشى بهنام «تحليل گفتمان» در علم زبانشناسى ظهور كرد و در مدتى كمتر از يك دهه، در اكثر رشتههاى علوم اجتماعى و ارتباطى نفوذ كرد و تأثيرات مهمى برجا گذاشت.
2. در زبان فارسى از discourse analysis ترجمههاى متفاوتى ارائه شده است؛ مثلاً در زبانشناسى به «سخن كاوى»، در روانشناسى و نقد ادبى به «تحليل گفتار» و در علوم سياسى و علوم اجتماعى به «تحليل گفتمان» ترجمه شده است. در هر حال، بحث تحليل گفتمان در همه اين علوم، بهويژه علوم سياسى و علوم اجتماعى، وامدار علم زبانشناسى است
ادامه مطلب
ديويد هوارث
ترجمه سيد على اصغر سلطانى
مقدمه
نظريه گفتمان به [بررسى] نقش اعمال و عقايد اجتماعى معنادار در زندگى سياسى مىپردازد. اين نظريه روشى را كه نظامهاى معنايى (گفتمانها) طرز آگاهى يافتن مردم از نقشهايشان در جامعه را شكل مىدهند بررسى مىكند و به تجزيه و تحليل شيوه تاثيرگذارى اين نظامهاى معنايى يا گفتمانها بر فعاليتهاى سياسى مىپردازد. گفتمانها را نبايد ايدئولوژى، به مفهوم سنتى و محدود آن (يعنى مجموعه عقايدى كه به وسيله آن عاملان اجتماعى، اعمال اجتماعى سازمان يافتهشان را توجيه و تشريح مىكنند) پنداشت. مفهوم گفتمان در برگيرنده همه انواع اعمال سياسى و اجتماعى است ; از جمله نهادها و سازمانها
ادامه مطلب
سيدعبدالقيوم سجادى(1)
جهانى شدن از مفاهيم و نشانههاى جديد و تأثير گذار در زندگى سياسى است. در مورد ماهيت اين مسأله مناظرات گسترده و جدى وجود دارد؛ برخى آن را پروسه طبيعى و عدهاى پروژه و طرحوارهاى غربى مىدانند. در اين مقاله، جهانى شدن نه يك وضعيت جديد كه گفتمانى جديد تلقى مىشود؛ تحليل گفتمانى جهانى شدن آن را به عنوان گفتمان مسلط، هرچند اجتنابپذير و غير دايمى، تلقى مىكند. جهانى شدن به عنوان گفتمان به صورتبندى جديدى از سياست هويت و سياست زندگى مىانجامد. اين صورتبندى با ارجاع به نشانه مركزى نئوليبراليسم، دالهاى سياسى را معنا مىبخشد. در تحليل گفتمانى، جهانى شدن با دال مركزى نئوليبراليسم گفتمان مسلط جهانى است كه موقتا دالهاى سياسى را در معناى ليبراليستى به تثبيت رسانده است. هرچند همواره در معرض بىقرارى و تزلزل قرار دارد.
ادامه مطلب
دكتر سيدمحمدعلى حسينىزاده(1)
هر چند زمان زيادى از طرح نظريه گفتمان نمىگذرد، اما در بسيارى از رشتههاى علوم اجتماعى عموميت يافته است. هدف مقاله حاضر تبيين نظريه گفتمان در حوزه علوم سياسى براساس نظريه لاكلا و موف به نظر آنها گفتمان مجموعهاى معنادار از دالهاى به هم مرتبط است كه معناى خود را از صورتبندى گفتمانى و در تمايز با گفتمانهاى مخالف به دست آورده. فهم انسان از جهان و عمل او ناشى از گفتمانهاست. در جامعه پيوسته نزاع گفتمانى يا نزاع براى تفسير جهان برقرار است و اين نزاع سرنوشت جامعه را تعيين مىكند. اما در اين نزاع هيچ امر پيشينى و تعيين كننده وجود ندارد؛ به عبارت ديگر جهان اجتماعى عرصه امكان و تصادف است؛ چون گفتمانها همراه با اعمال قدرت و عمل طرد و غيريت سازى به وجود مىآيند و از بين مىروند، بنابراين سازههايى ذاتا سياسى. همچنين لاكلا و موف با استفاده از مفهوم هژمونى بر بعد سياسى جامعه تأكيد مىكنند. به هر حال در نظريه آنها مَفْصلبندىهاى هژمونيك گفتمانى جامعه را پيش مىبرند و فهم ما از جهان را شكل مىدهند
ادامه مطلب
