تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران با نظریه گفتمان

نظریه گفتمان یکی از زیرشاخه های نظریات پست مدرن است. نظریه گفتمان چنان که از اسمش پیداست، ریشه در زبان شناسی دارد. اما این نظریه در دو حوزه متفاوت رشد یافته است: در حوزه زبان شناسی و حوزه فلسفه سیاسی. نظریه گفتمان در حوزه زبانشناسی به گفتمان انتقادی شهرت دارد که مهم ترین نظریه پردازان آن «ون دایک»،  روث وداک و نورمن فرکلاف است. در حوزه فلسفه سیاسی، فوکو و لاکلا و موفه سرشناس ترین نظریه پردازان گفتمان است. گفتمان در حوزه فلسفه سیاسی فقط به مسائل زبانی نمی پردازد اما بی ارتباط با زبان هم نیست. به عقیده همه صاحب نظران، گفتمان لاکلا و موفه برای تحلیل مسائل کلان سیاسی – اجتماعی از ظرفیت بسیار خوبی برخوردار است. در این سطور می خواهیم انتخابات ریاست جمهوری ایران را با نظریه گفتمان لاکلا و موفه تحلیل کنیم. ابتدا لازم است به ویژگیهای این گفتمان اشاره ای داشته باشیم.

  1. اولین و مهم ترین ویژگی گفتمان لاکلا و موفه نفی ذات گرایی و تاکید بر ربطی بودن هویت ها است. این ویژگی ریشه در زبان شناسی سوسور و شالوده شکنی دریدا دارد. هیچ معنای ذاتی، ابدی، جهانشمول و همه فهم وجود دارد. رابطه بین دال و مدلول قرار دادی و دلبخواهی است نه لازم و دایمی. اشیاء بنفسه هیچ معنای ندارند.
  2. از آنجا که هیچ معنای دایمی و ذاتی وجود ندارد، وقتی یک شیء، معنادار می شود که در گفتمان خاص قرار گیرد. هر گفتمانی تلاش می کند معنای مورد نظر خود را به اشیاء داده و آن را در اذهان عموم طبیعی و دایمی جلوه دهد. به تثبیت موقت معنا و خارج نمودن مقطعی یک دال از شناور بودن میان معانی متعدد، هژمونی گفته می شود و به گفتمانی که چنین توانایی داشته باشد گفتمان «هژمون» و مسلط گفته می شود. این ویژگی از گرامشی به عاریت گرفته شده است.
  3. به خاطر رابطه قرار دادی میان دال و مدلول یا معنا و نشانه، برای تثبیت یک معنا و تشکیل یک گفتمان همواره وجود رقیب، معارض و دشمن ضروری است. یعنی همواره «غیر» و «دگر» وجود دارد، نه تنها وجود دارد بلکه جزء لاینفک تشکیل یک هویت است. هیچ گفتمانی نیست مگر اینکه غیر، دگر، و دشمن دارد که همواره معنای مورد نظر گفتمان را رد و معانی دیگری را جایگزین آن می کند. این ویژگی از اندیشه های دریدا به گفتمان لاکلا و موفه راه یافته است.
  4. اگر نشانه ها نمی تواند معانی دایمی داشته باشد، بلکه همواره ممکن است معنای متفاوت داشته باشد، هیچ گفتمانی هم نمی تواند همواره ثابت و پابرجا بماند. بقای هرگفتمان بستگی کامل به این دارد که تا چه قدر بتواند بر اذهان سوژه ها و افراد تسلط داشته باشد. یعنی چه قدر بتواند با شبکه معنایی که تولید می کند، اذهان سوژه ها را ساخته و برای آنان، به قول فوکو، «نظام حقیقت و صدق» درست کند. اگر این توانایی را از دست داد تزلزل گفتمان شروع خواهد شد.
  5. سیاست و قدرت در درجه اول اهمیت قرار دارد. یعنی آنچه تعیین کننده است سیاست و قدرت است. قدرت در گفتمان لاکلا و موفه «قدرت نرم، فراگیر و مویریگی فوکویی» است نه قدرت سخت و قلمبه وِبری. قدرت یعنی توانایی ایجاد نظام حقیقت و تعیین معیار صدق و کذب نه داشتن توپ و تانک و....

حال بااین ویژگیهای کلی که برای گفتمان بیان شد، به تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران می پردازیم.

 در روز 22/ 3/ 1388 مردم ایران در انتخابات شرکت کردند و اسامی خاصی را به عنوان نامزد روی برگه های مخصوص نوشتند و به صندوق انداختند. این یک نشانه ای بود که گفتمان های مختلف تلاش کرد معانی متفاوت به آن بدهند. یک از گفتان ها،گفتمان احمدی نژاد بود. این گفتمان خود را خود دارای مشخصات ذیل دانسته و در غیریت با گفتمان های دیگر که بعدا ذکر خواهد شد، هویت می یابد:

  1. پاسداری از اسلام راستین.
  2. پاسداری از حریم ولایت.
  3. پاسداری از ارزشهای انقلاب، امام و دفاع مقدس
  4. دفاع از مستضعفان عالم.
  5. ایستادگی در برابر زورگویان، مستکبران و نظام ناعادلانه بین الملل.
  6. عدالت و دفاع از حقوق اقشار پایین دست جامعه ولو به قیمت ورشکستی اقتصادی نظام
  7. حرکت رادیکالی و نپذیرفتن بسیاری از هنجارهای حاکم بر روابط بین الملل.
  8. و...

این گفتمان که اکثر نهاد های رسمی، از جمله شورای نگهبان، وزارت کشور، صدا و سیما و... با آن همراه بود انتخابات ایران را چنین معنا کرد:

1.     حضور بیش از 85% مردم در پای صندوقهای رای

1.     نمایش اقتدار، شهامت، و یکپارچگی مردم

2.     نمایش درایت، دوراندیشی، بیداری و موقعیت شناسی مردم

3.     بیعت با رهبری و تایید نظام جمهوری اسلامی ایران

4.     دست رد به سینه دشمنان نظام و مشت محکم بر دهان یاوه گویان و زورگویان جهان

5.     شکستن رکورد مشارکت در طول 30 سال عمر نظام

6.     برتری مردم سالاری دینی بر سایر نظام های دموکراتیک جهان

7.     انفجار نور در سراسر جهان

8.     برتری محمود احمدی نژاد با 24.5 میلیون رای

9.     شکست سایر نامزدها به ترتیب موسوی با کسب حدود 13 میلیون رای، محسن رضایی با کسب حدود 500هزار و مهدی کروبی با کسب حدود 300هزار رای.

طبعا در برابر این گفتمان و معانی که ارایه داده است، گفتمان رقیب وجود دارد که معانی متفاوت به نشانه انتخابات خواهند داد. گفتمان رقیب که گفتمان حاکم، خود را با نفی و طرد آن هویت می بخشد، دارای ویژگیهای ذیل است.

  1. طرفداری از اسلام التقاطی یا همان اسلام آمریکایی
  2. ضد ولایت.
  3. انحراف از ارزشهای اصلی انقلاب، امام و دفاع مقدس
  4. طرفداران غرب و کسانی که در صدد «انقلاب مخملین در ایران» هستند
  5. کسانی که در برابر قدرتمندان و زورگویان کرنش نموده و تسلیم شده اند
  6. کسانی که همنوا با صهیونیسم جهانی و مستکبران عالم در صدد کم اهمیت جلوه دادن ارزشهای نظام هستند.
  7. کسانی که در صدد زراندوزی و پر کردن جیب خود از بیت المال است.
  8. کسانی که علی رغم حضور فعال در ابتدای انقلاب، مانند طلحه و زبیر در ادامه منحرف شده اند.
  9. کسانی که در تجمل و فساد غوطه ورند.
  10. کسانی که در صدد همکاری با نظام فاسد بین المللی و تن دادن به خواسته های قدرتهای بزرگ هستند.
  11. و....

طبعا چنین گفتمانی می تواند معنایی متفاوت به نشانه انتخابات بدهد. معانی از این قبیل:

  1. تضییع حقوق مردم
  2. جانبداری گسترده از کاندیدای خاص و عدم بی طرفی، خصوصا از طرف شورای نگهبان.
  3. دست بردن در نتایج آرا به نفع یک نامزد خاص
  4. شرکت 140% مردم در بعضی از حوزه های انتخاباتی
  5. شرکت اموات و مرحومین در تعیین سرنوشت زندگان
  6. ناسالم بودن دستگاه اجرایی خصوصا وزارت کشور.
  7. و....

آنچه بعد از انتخابات اتفاق افتاد کاملا در راستای غیریت سازی و معنادهی متفاوت دو گفتمان قابل تحلیل است. گفتمان حاکم یا گفتمان احمدی نژاد حوادث بعد از انتخابات را چنین معنی کردند:

  1. شورش
  2. تخریب اموال عمومی
  3. برهم زدن آرامش عمومی
  4. بی قانونی
  5. ناهنجاری
  6. براندازی نظام
  7. انقلاب مخملی
  8. اقدام در راستای اهداف جریانهای ضد انقلاب
  9. آلت دست قدرتهای زورگو و صهیونیسم
  10. و...

طبعا کسانی که دست به تظاهرات زدند نیز چنین غیریت سازی شدند:

  1. افراد ناهنجار
  2. اراذل و اوباش
  3. اخلال گر و آشوبگر
  4. خس و خاشاک
  5. جنایتکار و مفسد فی الارض
  6. منافق و ضد نظام
  7. فریب خوردگان و بیگانه پرستان
  8. بی عقل، بی منطق، قانون شکن و...

نتیجه گیری

حال با توجه به تحلیل گفتمان و جریان انتخابات ایران و حوادث پس از آن، می توان نتایجی را برای دانش سیاسی به دست آورد. یکی از مهم ترین ویژگی کارآمدی یک نظریه اجتماعی، این است که هم واقعیتهای بیروی را تایید و هم خود توسط واقعیتهای بیرونی تایید شود. یعنی تعامل دوجانبه با واقعیت داشته باشد. نظریه ی که این ویژگی را نداشته باشد، هرچه از لحاظ نظری و در عالم ذهن و انتزاع متقن و محکم باشد، به درد مسائل اجتماعی- سیاسی نمی خورد. شاید در میان نظریه های مطرح شده در عالم سیاست و اجتماع، نظریه افلاطون از لحاظ نظری و انتزاعی یکی از متقن ترین و محکم ترین و قابل دفاع ترین نظرات باشد. اما این نظریه برای تحلیل مسائل اجتماعی و واقعیت بیرونی کوچک ترین کارایی ندارد. حتی خود افلاطون در زمان خودش نتوانست نظریه خود را عملی سازد. یکی از انتقادات که منتقدان افلاطون، از جمله کارل پوپر و دیگران به افلاطون گرفته اند همین مسئله است که نظریه افلاطون یا نمی تواند در خارج مصداق داشته باشد یا اگر مصداقی برای آن به وجود آمد، مثل فاشیسم و نازیسم، خطرناک ترین حکومتها از آب در می آید. نمونه دیگری از دانش انتزاعی که با واقعیت بیرونی سازگاری ندارد، منطق صوری ارسطو است. این منطق که در علوم اسلامی حضور انکار ناپذیر دارد علی رغم اینکه از لحاظ نظری بسیار بی نقص به نظر می رسد اما با واقعیت بیرونی همخوانی ندارد. به عنوان مثال اساس این منطق بر محال بودن تناقض استوار است. هم چنین تضاد محال است. در حالی که واقعیت بیرونی پُر است از تضاد و تناقض. به همین دلیل است که عده مثل هگل به جای منطق صوری ارسطو به ایجاد منطق دیالیکتیک همت گماشته اند.

به هرحال آنچه که از انتخابات ایران برای تایید نظریه گفتمان می توان به دست آورد این است:

1 هویتها همواره گفتمانی بوده و با غیریت سازی شکل می گیرد. غیر و دگر همواره جزء هویت است. اگر گفتمان احمدی نژاد خود را تعریف کند همواره به دشمن نیاز دارد. دشمنِ مثل استکبار جهانی، صهیونیسم بین الملل، ضدولایت فقیه، منافق، ضد انقلاب، و... یعنی ما کسی هستیم که غیر اینها هستیم. پس می بینیم که برای تعریف هویت گفتمان احمدی نژاد همه دگرها و دشمنان دخیل هستند. اگر می بینیم که این همه در گفتمان رسمی ایران از دشمن، خطر، کمرنگ شدن ارزشها، و امثال آن صحبت می شود فقط برای مطرح نمودن خود و موجه جلوه دادن اعمال و رفتار خود، و به حاشیه راندن گفتمان رقیب است.

2.     دالها و نشانه ها معنای ذاتی و دائمی نداشته و رابطه دال و مدلول قرار دادی است. هر گفتمانی تلاش می کند معانی خود را به نشانه ها بدهد. به عنوان مثال «مردم» اگر روز قبل در انتخابات شرکت نموده و آن طور که نظام می خواهد، عمل کردند اینگونه وصف می شود:

«قهرمان»، «غیور»، «حماسه آفرین»، «آگاه»، «هوشیار»، «انقلابی»، «متدین»، «حامیان نظام و انقلاب»، «پیرو ولایت فقیه»، «دلبسته به خاک و میهن» و....

اما اگر همین مردم فردا در تظاهرات شرکت کردند و خواسته ای را از نظام مطرح کردند که باب میل نظام نیست چنین توصیف می شود: «شورشگر»، «فریب خورده»، «طاغی»، «مفسد فی الارض»، «اراذل و اوباش»، «خس و خاشاک»، «نادان»، «ضد نظام»، «ضد ولایت فقیه»، «بی دین»، «آلت دست بیگانه»، «تخریب گر»، «منافق» و...

کسانی که طرفدار نظریه ذات گرایانه بوده و از ضروری بودن رابطه دال مدلول طرفداری می کند، نمی تواند این رفتار دوگانه را حل کند؛ چطور می شود که یک فرد روز قبل دیندار، آگاه، میهن پرست، انقلابی، هوشیار، غیور، و... باشد اما فردا به خس خاشاک، ارذال و اوباش، شورشی، ضد نظام بیگانه پرست و... تبدیل شود. اما نظریه گفتمان جواب بسیار قانع کننده دارد. نظریه گفتمان می گوید بین دال «مردم»  و معانی متضاد فوق هیچ رابطه دائمی نیست بلکه بستگی به گفتمانی دارد که مردم در آن مفصل بندی می شود. اگر رفتار مردم باب میل بود، اوصاف دسته اول به آنها نسبت داده می شود و الا اوصاف دسته دوم.

3.     سیاست و قدرت در اولویت بوده و قدرت موثر، قدرت نرم و گفتمانی است. در این انتخابات معلوم شد که اگر کسی بتواند براذهان مردم سلطه داشته و نحوه صدق و کذب و قضاوت آنها را تعیین کند، پیروز خواهد بود. ذهنیت و باور مردم را نمی توان با قدرت سخت مثل چوب و چماق و اسلحه تغییر داد، بلکه به کار گیری این ابزار نتیجه کاملا معکوس دارد. کسی قدرتمند است که ذهنیت مردم پایتخت را بسازد نه اینکه ابزار قدرت نظامی و انتظامی را در دست داشته باشد. اگر چنین بود، قدرت نظامی شاه از هر کسی بیشتر بود. اما قدرت نرم و گفتمانی امام خمینی به راحتی بر قدرت سخت شاهی فایق آمد.

 

 

+ نوشته شده در  88/04/09ساعت 7 قبل از ظهر  توسط علي رضا شریفی  |