تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران و پیامدهای آن
تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران و پیامدهای آن
روز جمعه مورخ 22/3/1388 در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد. در این انتخابات براساس اعلام رسمی وزارت کشور ایران و تایید شورای نگهبان، حدود 85% واجدین شرایط شرکت کردند و نزدیک 62% به محمود احمدی نژاد و حدود 33% به آقای میرحسین موسوی، جدی ترین رقیب انتخاباتی، رای دادند. بعد از اعلام نتایج، اعتراضات و اغتشاش های در ایران، از جمله پایتخت به وقوع پیوست که قابل تامل و بررسی است. ما در این چند سطر این وقایع را با «نظریه سیستمها» تحلیل می کنیم. هدف فهم و توضیح این وقایع با نظریه فوق است که مهمترین نظریه در علوم اجتماعی و سیاسی است.
نظریه سیستمها و انتخابات ایران
«نظریه سیستم» یکی از نظریه های مهم برای تحلیل مسائل اجتماعی است. در یک تعریف کلی، نظام یا سیستم، عبارت است از مجموعه عناصری که برای رسیدن به نتایج خاص در تعامل هستند. بر اساس این نظریه هر کشوری دارای یک نظام سیاسی است که همواره داده ها را معنا یا رمزگشایی نموده به نهاده تبدیل می کند. در این نظریه، چهار مفهوم، دارای اهمیت اساسی است: داده ها(in put) که عبارت است از خواسته ها و نیازهای که وارد سیستم می شود. دوم خود نظام یا سیستم که روی داده ها و خواسته ها کار نموده آن را به صورت نتایج، خدمات و سیاست ها در می آورد. سوم مفهوم نهاده(out put) است. که به عنوان خروجی نظام داده های را که نظام در آنها تغییر و تحول ایجاد کرده به محیط بیرونی می فرستد. چهارمین مفهوم بازخواران است که عبارت از عکس العمل یا تعامل خروجی نظام با محیط بیرونی است که نتیجه ی آن دوباره به صورت داده ها وارد نظام می شود. ظرفیت و توانایی هر نظامی بستگی به این دارد که چه مقدار در برابر داده ها و ورودی ها انعطاف داشته و آن را به نهاده های مورد نظرش تبدیل کند؛ نتایجی که وقتی از خروجی نظام خارج می شود عکس العمل منفی کمتری داشته باشد. هرنظامی که نتواند ورودی را به خروجی مناسب تبدیل کند و انعطاف کمتری در برابر ورودیها داشته و توانایی کمتری در تبدیل خواسته ها به خدمات داشته باشد، بیشتر شکننده و بحرانی خواهد بود.
حال انتخابات ریاست جمهوری ایران را با این نظریه تحلیل می کنیم:
در روز 22/ 3/ 1388 مردم ایران در انتخابات شرکت کردند و اسامی خاصی را به عنوان نامزد روی برگه های مخصوص نوشتند و به صندوق انداختند. آنچه که مردم انجام دادند یک داده یا مواد خام، یا خواسته ای بود که وارد نظام شد. پس تا اینجا یک داده ای از ورودی نظام که همان صندوقهای رای باشد وارد نظام شد.
مرحله بعد این بود که نظام یا سیستم سیاسی جمهوری اسلامی ایران، این داده را معنی و رمز گشایی کرد. تغییر و تحولاتی که نظام، روی رای مردم یا داده های که وارد نظام شده بود انجام داد این بود که نوشتن اسامی خاص روی کاغذ را به معانی ذیل تبدیل کرد:
1. حضور بیش از 85% مردم در پای صندوقهای رای
2. نمایش اقتدار، شهامت، و یکپارچگی مردم
3. نمایش درایت، دوراندیشی، بیداری و موقعیت شناسی مردم
4. بیعت با رهبری و تایید نظام جمهوری اسلامی ایران
5. دست رد به سینه دشمنان نظام و مشت محکم بر دهان یاوه گویان و زورگویان جهان
6. شکستن رکورد مشارکت در طول 30 سال عمر نظام
7. برتری مردم سالاری دینی بر سایر نظام های دموکراتیک جهان
8. برتری محمود احمدی نژاد با 24.5 میلیون رای
9. شکست سایر نامزدها به ترتیب موسوی با کسب حدود 13 میلیون رای، محسن رضایی با کسب حدود 500هزار و مهدی کروبی با کسب حدود 300هزار رای.
این موارد 9 گانه از خروجی نظام وارد محیط شد. در محیط بیرونی این نهاده ها و خروجیها عکس العمل متفاوتی ایجاد کرد. در سطح منطقه، عده ای از کشورهای همسایه مثل ترکیه، پاکستان، افغانستان، کویت و... پیام تبریک به احمدی نژاد فرستادند. یعنی خروجی نظام با عکس العمل کشورهای همسایه به صورت پیام تبریک، دوباره از ورودی نظام، وارد نظام شد. در سطح بین المللی خروجی نظام با عکس العملهای منفی روبرو شد. کشورهای مهم اروپایی، کانادا، و آمریکا عکس العمل منفی نشان دادند. خروجی نظام با انعکاس در محیط بین المللی به صورت عکس العمل منفی دوباره وارد نظام شد. که نتیجه آن احضار سفرای کشورهای فوق بود.
اما در محیط داخلی خروجی های نظام دو عکس العمل کاملا متفاوت داشت. یک عده از مردم به جشن و پایکوبی در میدان ولی عصر پرداخته و خروجی نظام کاملا مورد تایید آنها بود. این اقدام به صورت داده ی جدید، دوباره وارد نظام شد و نظام آن را تاییدی بر خروجی های قبلی دانسته اعلام کرد که «جشن حماسه حضور در میدان ولی عصر برگزار شد.» اما عده ای دیگر در مورد خروجی نظام عکس العمل منفی نشان دادند. آنان به نشانه اعتراض به خیابان ها ریختند و تظاهرات کردند. وقتی این عکس العمل مردم به صورت داده های جدید وارد نظام شد، نظام آن را چنین معنی کرد: «یک عده خرابکار، اراذل و اوباش، عناصر مشکوک و ضد نظام و... دست به تخریب اموال عمومی زدند.» نظام برای خاموش کردن اعتراضات، از نیروی نظامی و انتظامی استفاده کرد و نتیجه آن خشونت عریان و کشته شدن چند نفر بود.
حال با توجه به نظریه سیستم، سوال این است که چرا انتخاباتی که معمولا فرصتی بود برای نظام جمهوری اسلامی ایران، به تهدید تبدیل شد؟ چه عواملی دخیل بود تا پایتخت ایران بعد از انتخابات، شاهد شورشها و درگیریهای خونین باشد؟
جواب ساده و همیشه دم دست نظام اسلامی، این است که عده ای افراد مشکوک با سازماندهی و حمایت خارجی ها دست به ناامن کردن نظام اسلامی زدند. اما سوال این است که دشمن خارجی و عوامل داخلی آن همواره در طول سی سال در صدد ضربه زدن به نظام اسلامی بوده و هستند، اما چه دلایلی باعث شده که آنان از انتخابات سوء استفاده کند؟ نقش خود نظام در این ناآرامی چه بوده است؟
تحلیل سیستمی برای این پرسش، پاسخ بسیار قانع کننده و قابل فهم دارد و آن این است که: نظام بعد از انتخابات، در برابر بازخوردهای محیط نتوانست انعطاف لازم را از خود نشان دهد. عدم ظرفیت نظام در برابر ورودیهای محیط داخلی و خارجی، زمینه بحرانی شدن نظام را فراهم کرد. اگر نظام همان طوری که زمینه جشن پیروزی بعد از انتخابات را در میدان ولی عصر تهران فراهم کرد، زمینه یک تضاهرات آرام و مردمی طرفداران کاندیداهای دیگر را نیز فراهم می کرد و با سعه صدر به خواستهای آنان گوش می داد، کار به اینجا نمی رسید. یک تضاهرات آرام نه تنها برای نظام هیچ خطری نداشت بلکه توانایی چانه زنی نظام را در برابر کشورهای دیگر افزایش می داد. به نظر می رسد که نظام در برابر ورودیهای محیط داخلی انعطاف کمتری از خود نشان داد و این، زمینه ی بحران را فراهم کرد.
بعد از انتخابات به هرحال یک عده ای از مردم یک سری ابهامات و سوالاتی برایشان پیش آمد. این افراد که قابل توجه هم بودند خواستار شفافیت در انتخابات بودند. حال سوال این است که این مردم چگونه این خواسته ی خود را به گوش نظام برساند؟
چند راه وجود دارد:
1. از طریق رسانه های عمومی؛ از آنجا که در ایران رسانه خصوصی وجود ندارد و رسانه ملی در اختیار یک طرف قرار دارد این راه حل منتفی است. اگر مردم خواسته های خود را از طریق رسانه های عمومی خارجی، اعلام کنند، به همکاری با دشمن متهم می شوند.
2. از طریق ابزارهای جمعی مثل: سایتها، وبلاگها، پیام کوتا و امثال آن. متاسفانه این ها هم تا حدودی خارج از دسترس بوده است.
3. از طریق تضاهرات صلح آمیز و راهپیمایی؛ این تنها راه ممکن برای مردم بود. اما نظام با عدم انعطاف و ندادن مجوز، و استفاده از خشونت در برابر مردمی که خواهان تظاهرات سالم و آرام بودند، زمینه را برای خشونت و ناامنی و سوء استفاده فراهم کرد.
اگر بخواهیم از انتخابات ایران و حوادث بعد ازآن با توجه به نظریه سیستم ها، نتایجی برای علم سیاست بگیریم این است که: نظام اسلامی در برابر ورودیها و خواسته های که از محیط وارد شد، انعطاف کمتری داشته و این نظام از ظرفیت بسیار پایینی برای تبدیل ورودی ها به خروجیهای مناسب، برخوردار است. نظام به جای اینکه از فرصتی، مثل انتخابات، به خوبی استفاده نموده و تهدیدها را تبدیل به فرصت کند، با عدم ظرفیت لازم، فرصت هایش را تبدیل به تهدید کرد. این جا می توان گفت که تقصیر کشورهای دیگر نیست که در امور ایران مداخله می کند، چون این ماهیت نظام بین الملل است، بکله تقصیر نظام است که به دیگران زمینه و فرصت سوء استفاده می دهد. نظریه سیستمها به ما می گوید: اگر نظامی برای تبدیل ورودیها به خروجیهای مناسب، انعطاف و ظرفیت لازم را نداشته باشد، مثل دیگ بخار است که سوراخ آن کاملا مسدود بوده یا ظرفیت لازم را برای بیرون کردن بخار داخل دیگ، نداشته باشد.