سرنوشت مذاکره با طالبان  

سرنوشت مذاکره با طالبان

علی رضا شریفی

ریچارد هالبروک دیپلمات ارشد آمریکا که سابقه طولانی در این امر داشت، در گذشت. مرگ اقای هالبروک سوالاتی چندی را در محافل بین المللی، دیپلماتیک و سیاسی بر انگیخته است؛ از جمله اینکه: آینده مذاکره با طالبان به کجا خواهد انجامید؟

چرا اقای هالبروک علی رغم داشتن تجارب در قضایای ویتنام و بالکان در افغانستان موفق نبود؟ اینکه جای هالبروک را چه کسی خواهد گرفت؟ و...

آنچه ما در صدد بیان آن هستیم، روند مذاکرات با طالبان بعد از مرگ آقای هالبروک است. اما قبل از همه لازم است به یک طنزی اشاره کنم، شاید برای مطلب که ما در صدد بیان ان هستیم مناسب باشد.

«می گویند، نمایندگان کشورها، همان طوری که حضرت موسی در کوه طور پیش خدا مشرف شد، برای حل مشکلات شان در پیشگاه خداوند مشرف شدند و هرکدام به ترتیب از خداوند سوال کردند که مشکلات شان چه وقتی حل خواهد شد! خداوند برای هر کشوری متناسب با مشکلات شان یک تاریخی را معین کرد. تا اینکه نوبت به نماینده افغانستان رسید؛ جناب نماینده نسوار را تف کرد و سوال کرد: خدایا! این جنگ و مشکلات و بدبختی در افغانستان کی خاتمه خواهد یافت؟ می گویند خداوند با اینکه زیاد تلاش کرد خودش را کنترل کند، اما نتوانست؛ های های و با صدای بلند گریه کرد؛ بعد از گریه طولانی و ریختن اشکهای زیاد گفت: بنده من همینقدر بدان که تا وقتی  من خدا هستم مشکلات شما حل نخواهد شد، اما بعد ازآن را نمی دانم!»

این طنز برای بیان مشکلات افغانستان به حد کافی گویا است. اگر از آقای هالبروک در هنگام مرگش می پرسیدی که: جناب هالبروک حالا که شما به دیار باقی می شتابید، ایا قضیه افغانستان حل خواهد شد؟ احتمالا در جواب می گفت: «قضیه افغانستان که من را «دِق مرگ» کرد اما شما افغانی ها تا خانم کلینتون و اوباما و هرکس پس از اوباما بیاید را دق مرگ نکردید، دست بردار نیستید. از آن بالاتر تا شما تمدن غرب و امریکا را مثل اتحاد جماهیر شوروی نپاشاندید مشکل شما حل نخواهد شد!»

حال با تجلیل و قدردانی از زحمات آقای هالبروک به آینده روند صلح و مذاکره با طالبان بعد از مرگ آقای هالبروک می پردازیم.

قضیه طالبان بر چهار ضلع و یا چهار پایه استوار است که بی توجهی به هرکدام آنها می تواند کل پروسه ای به نام «حل مشکل طالبان» را ناکام بگذارد. این چهار پایه عبارتند از: 1. طالبان یا کسانی که خود شان را «طالب» می نامند. 2. دولت که جانشین حکومت طالبان شده است. 3. حامیان خارجی طالبان. 4. کشورهای که دولت افغانستان را در مبارزه با تروریسم کمک می کند.

برای حل مشکل طالبان(چه از راه مذاکره، جرگه صلح و چه از راههای دیگر) باید به این چهار ضلع، باهم توجه شود. اینک این چهار ضلع را باز می کنیم.

ادامه نوشته

مهاجرت و تندروی مذهبی در افغانستان: پیدایش طالبان

مهاجرت و تندروی مذهبی در افغانستان: پیدایش طالبان

علی رضا شریفی

  1. مقدمه

از همان ابتدای تماس روز افزون مسلمانان با دنیای جدید و متمدن غرب، این سوال به صورت جدی در میان اندیشمندان مسلمان مطرح شد که: چرا دنیای غرب این قدر پیشرفته و متمدن است و دنیای اسلام، این قدر عقب مانده؟ این سوال در کشورهای که تماس بیشتری با غرب داشتند، مثل مصر، ترکیه و ایران به صورت جدی تر و زودتر مطرح شد. موضوع اصلی، عقب ماندگی و انحطاط مسلمانان نسبت به غرب بود. برای این معضل، نسخه های مختلفی پیچیده شد؛ عده ای چاره ی کار را در «سراپا غربی شدن» دانستند. عده ای «بازگشت به گذشته درخشان و سنت سلف صالح» را درمان درد تشخیص دادند و گروه سوم گفتند که: «امر بین امرین» بهترین چاره ی درماندگی است. علاوه بر عالم تئوری و چاره سازی نخبگان، در عمل نیز راه های مشابهی پیموده شد. به طور کلی مسئله اصلی دنیای اسلام در دوقرن اخیر، همین مسئله ی سازگاری یا عدم سازگاری با دنیای متمدن غرب بوده است. لذا هرچه تماس با غرب بیشتر و ارتباطات فراگیرتر شده است، این مسئله به صورت حادتری جلوه گر شده است. آنچه امروز «تندروی مذهبی» نامیده می شود، ناشی از همین مسئله است. خلاصه اینکه ما در تمام جهان اسلام با پدیده ای به نام «بنیادگرایی» یا «تندروی مذهبی» مواجهیم که شروع قرن  21 با حوادث ناشی از این پدیده توام بوده است.

افغانستان از جمله کشورهای است که پدیده تندروی مذهبی در آن، در اواخر قرن بیستم به اوج خود رسیده است. حال سوال است که در کنار عامل فوق که باعث بازگشت افراطی به گذشته درخشان اسلامی در تمامی کشورهای اسلامی گردید، چه عاملی باعث تشدید این مسئله در افغانستان گردیده است؟ یعنی عامل تسریع کننده و شتاب دهنده تندروی مذهبی در افغانستان چه بوده است؟

در این تحقیق، «مهاجرت» به عنوان یکی از عوامل تندروی مذهبی در

ادامه نوشته

زنده باد دموکراسی

زنده باد دموکراسی

داستان دموکراسی در کشور ما داستان عجیب، بلکه غریب است. از همان زمانی که دموکراسی با توپ و تانک و نیروهای آمریکایی و ناتو وارد افغانستان شد، معلوم بود که سر نوشت بهتر از «کمونیسم» واراتی نوع شوروی آن در افغانستان ندارد. اما چه می شود کرد! به قول معروف که «نو که آمد به بازار   کهنه می شود دل آزار» هر چیز که نو باشد(ولو دموکراسی) بهتر از کهنه است، خصوصا اگر کهنه حکومتی باشد از نوع طالبانی آن.

به هرحال بعد از «کش و قوسهای زیاد» دموکراسی و نهادهای آن در جامعه کاشته شد و همه به امید اینکه این «بذر اصلاح شده» در سرزمین و آب و هوای نا مساعد افغانستان به بار نشیند دست به دعا بر داشتند. نتیجه فوری آن بد نبود؛ دشمنان و جنگ سالاران دیروز، شدند اهل کابینه واحد امروز، تاجیک، هزاره، پشتون، ازبک و... شدند «افغان»، «مومنین» شدند «شهروندان» زنان شدند دارای حق و رای و نماینده، کرزی شد رئیس جمهور، سیاف و ربانی و محقق شدند عضو مجلس مقننه، مجددی شد رئیس مجلس سنا، خلیلی و مسعود شدند معاون رئیس جمهور و «آیت الله محسنی» شد کاکای کرزی. همه کارها به خوبی و خوشی پیش می رفت؛ کرزی در حال ریاست، دیگران در حال معاونت یا وکالت بودند و در راستای تحقق «دموکراسی مقدس» در حال جهاد با «تروریستان» و «طالبان نامقدس»! بسر می بردند؛ کمکهای خارجی برای آبیاری نهال دموکراسی سرازیر شد و خود خارجیان برای دزدیدن دوباره آن جیبهای بزرگی دوخته و همه پولها را به کشور مبدا بازگرداندند. همه کارها به خوبی و خوشی سپری می شد و از برکت دموکراسی همین بس که زمین های زیر کشت خشخاش از زمان طالبان که به حدود 90 هزار هکتار می رسید در ظرف کمتر از سه چهار سال به 192 هزار هکتار افزایش یافت. همگی از این «خوان پر نعمت» بهره مند شدند اما بدنامی آن به پای برادر بی چاره «رئیس جمهور» ختم شد که آخرین کاری که ممکن بود از او سر زند همین مشارکت در قاچاق مواد مخدر بود! از خوان پر نعمت دموکراسی همه بهره مند بودند، از کرزی و برادرش بی گناهش گرفته، تا آمریکاییها، انگلیسیها، ربانی، سیاف، مجددی، خلیلی، و ... اما آنکه سرش بی کلاه ماند جناب «جنرال رشید دوستم»  و جناب «انجینر گلبدین حکمتیار» بود.

ادامه نوشته

موانع گفتمانی دموکراسی در افغانستان

قسمت دوم

3.  گفتمان های رقیب

الف) گفتمان طالبان

گفتمان طالبان دارای دال مرکزی «شریعت» و هفت دال دیگر است که در کنار دال شریعت مفصل بندی شده اند.

1.  شریعت

اجرای شریعت غرّای محمدی مهمترین شعار طالبان بوده است که تمامی اقدامات آنها بر اساس آن، توجیه می شده است. منظور طالبان از شریعت چیست؟ طالبان چه برداشتی از شریعت دارند؟

یک نکته در مورد طالبان کاملا واضح و روشن است و آن اینکه: طالبان بر خلاف اکثر جنبشهای اسلامی دیگر، تئوریسین، مغز متفکر و نظریه پرداز نداشته اند. سواد اسلامی ملا عمر در حد بسیار ابتدایی بوده و در هیچ مرکز مهم اسلامی تحصیل نکرده است.[1] دیگر سران طالبان نیز وضعیت مشابه دارند. حال باید پرسید که طالبان از چه جریان های فکری در جهان اسلام متاثر بوده اند؟ در پاسخ به این پرسش، چند احتمال وجود دارد:

1.  مدرسه دیوبند

 در میان جنبشهای اسلامی، جنبش شاه ولی اله دهلوی(1703-1762) معروف است. بعدها در میان مسلمانان هند، نقش عمده را سید احمد بارِلوی(1831-1786) بازی کرد که از شمال شرق شبه قاره برخاسته بود. کار ابتکاری جنبش بریلوی، ایجاد مدرسه علوم اسلامی در دیوبند، نزدیک دهلی، در سال 1867 بود. از سال

ادامه نوشته

موانع گفتمانی دموکراسی در افغانستان

 موانع گفتمانی دموکراسی در افغانستان

چاپ شده در مجله علوم سیاسی شماره ۴۶

1.  طرح مسئله

افغانستان در قرن بیستم شاهد تحولات عظیم و گسترده بوده است. اگر با تحلیل گفتمانی قضیه را ارزیابی کنیم، گفتمان های مختلفی در چند دهه اخیر در افغانستان ظهور نموده است. گفتمان مجاهدین با غیریت و دگر سازی گفتمان کمونیستی به وجود آمد. اما این گفتمان علی رغم استقبال اولیه از سوی مردم، نتوانست معانی را که به نشانه ها داده بود طبیعی جلوه داده و بر ذهنیت مردم نفوذ و سیطره پیدا کند. گفتمان طالبان با نفی هویت گفتمان مجاهدین خود را معرفی نموده و از نقطه ضعفهای مجاهدین استفاده نموده دالهای را مفصلنبدی نمود که سبب برتری آن شد. اما

ادامه نوشته

کثرت نامزدهای انتخابات پارلمانی و راه حلهای افلاطونی

کثرت نامزدهای انتخابات پارلمانی و راه حلهای افلاطونی

یکی از مشکلات که ظاهرا در انتخابات های افغانستان فراروی مردم قرار دارد، کثرت نامزدها و کاندیداها می باشد. به عنوان نمونه در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری بیش از 40 نامزد وجود داشت. این تعداد در شوراهای ولایتی بی نهایت زیاد بود. حال که انتخابات پارلمان را پیش رو داریم این مشکل دوباره خود را نمایان ساخته است. تعداد نامزدها چنان زیاد است که عده ای را ناگزیر کرده است تا در مورد تقلیل نامزدها طرحهای را ارائه دهند. یکی از راه حلها این است که در سطح کلان و در سراسر کشور برای این مهم، تدبیری اندیشه شود، تا هرکسی نتواند خود را برای پارلمان کاندیدا کند. به عنوان نمونه می توان محدودیتهای از قبیل میزان تحصیلات، سن تجربه و... را از شرایط عمومی نامزد شدن قرار داد.

با توجه به همین مشکلات، عده ای راه حلهای محلی و منطقه ای را پیشنهاد می کنند. به این معنی که در سطح محلی یا ولسوالی به منظور حفظ مصالح منطقه تلاش شود که نامزدهای انتخاباتی تقلیل یابد. یکی از این راه حلها این است که عده ای از نخبکان، علما، ریش سفیدان، اربابان و... بنشینند و با توجه به معیارهای منطقه ای و دسته ای تعداد معدودی را ابقاء و بقیه نامزدهای ها را حذف کنند(تقلیل). من این راه حل را «راهکار افلاطونی» نام گذاری می کنم؛ یعنی این راه حل، از بالا به پایین نظر دارد. افلاطون افراد جامعه را به سه طبقه: زر، سیم و مس تقسیم می کند. بر اساس این تقسیم بندی آنچه که توانایی درک مصالح عمومی و تصمیم گیری در جامعه را دارد کسانی هستند که تحت عنوان «زر» قرار می گیرند. دو گروه دیگر قادر به درک مصالح عمومی نیستند.

ادامه نوشته

نقش تقیه در وحدت و انسجام اسلامی

 

1.  طرح مسئله

شاید امروز وحدت و انسجام کشورهای اسلامی از مهم ترین و ضروری ترین مسئله باشد. جهان اسلام از لحاظ ژئوپولیتیکی و ژئواستراتیژیکی، در مهم ترین و حساس ترین نقطه جهان قرار دارد. نقطه تلاقی سه قاره جهان: آسیا، اروپا و افریقا را سرزمین های اسلامی تشکیل می دهد. از لحاظ اقتصادی، کشورهای جهان اسلام دارای غنی ترین منابع جهان، خصوصا نفت و گاز، است. از لحاظ جمعیت و منابع انسانی، کشورهای اسلامی دارای بیشترین جمعیت جوان و در حال رشد هستند. از لحاظ عددی نیز کشورهای جهان اسلام اعضای قابل توجهی را در سازمان ملل و دیگر سازمان های جهانی تشکیل می دهند. اما علی رغم داشتن امکانات، پتانسیل و فاکتورهای فوق، جهان اسلام در سطح جهانی از تاثیر گذاری و وزنه ی که باید داشته باشند، محروم هستند. این کشورها، در معادلات جهانی و بین المللی بازیگر حتی دست دوم و سوم نیز به حساب نمی آید. اگر مهم ترین ابزار بازیگری و تاثیر گزاری در صحنه ی بین الملل را داشتن قدرت بدانیم، و قدرت را نیز مشتمل بر داشتن ابزارهای: اقتصادی، نظامی و فرهنگی بدانیم، کشورهای جهان اسلام علی رغم داشتن بسیاری از ابزارهای فوق، بازیگر تاثیر گذار نیست. چرا؟ آیا دلیل این امر، رقیب های سرسخت و قدرتمند است، یا ضعف خودی؟ یا هردو؟

بررسی تمامی ابعاد این موضوع در سطح کلان، در جای خود باید صورت گیرد. اما آنچه ما در این تحقیق به عنوان مفروض در نظر می گیریم این است که: «ضعف درونی و عدم اتحاد جهان اسلام، مانع عمده در راستای قدرت و شوکت جهان اسلام است.» حال با این مفروض، سئوال این است که چه راهکارهای می تواند برای حل این معضل وجود داشته باشد. این پرسش نیز کلان و گسترده است که نمی توان در حد یک مقاله یا یک پایان نامه و کتاب به آن، پاسخ گفت. پس لازم است دایره تحقیق را محدودتر نماییم تا به پاسخ مناسب و در خور، دست یابیم. اگر موانع را به سه قسم: سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم کنیم، و عرصه فرهنگی را انتخاب کنیم، سئوال این است که: از لحاظ فرهنگی، چه موانع و مشکلاتی فراروی جهان اسلام وجود دارد که مانع شوکت و اقتدار آن شده است؟ این سئوال نسبت به سئوالات فوق، که خیلی مبنایی و گسترده بود، تا حد رضایت بخشی خاص و جزئی است اما برای انجام یک تحقیق مناسب در حد مقاله، بازهم گسترده است. چه اینکه بررسی ابعاد فرهنگی این معضل، کاری بسیار دشوار اما ممکن است. پس دایره سوال را باید محدودتر نمود. مسائل فرهنگی را محدود به باورهای و آموزه

ادامه نوشته

تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران با نظریه گفتمان

 

نظریه گفتمان یکی از زیرشاخه های نظریات پست مدرن است. نظریه گفتمان چنان که از اسمش پیداست، ریشه در زبان شناسی دارد. اما این نظریه در دو حوزه متفاوت رشد یافته است: در حوزه زبان شناسی و حوزه فلسفه سیاسی. نظریه گفتمان در حوزه زبانشناسی به گفتمان انتقادی شهرت دارد که مهم ترین نظریه پردازان آن «ون دایک»،  روث وداک و نورمن فرکلاف است. در حوزه فلسفه سیاسی، فوکو و لاکلا و موفه سرشناس ترین نظریه پردازان گفتمان است. گفتمان در حوزه فلسفه سیاسی فقط به مسائل زبانی نمی پردازد اما بی ارتباط با زبان هم نیست. به عقیده همه صاحب نظران، گفتمان لاکلا و موفه برای تحلیل مسائل کلان سیاسی – اجتماعی از ظرفیت بسیار خوبی برخوردار است. در این سطور می خواهیم انتخابات ریاست جمهوری ایران را با نظریه گفتمان لاکلا و موفه تحلیل کنیم. ابتدا لازم است به ویژگیهای این گفتمان اشاره ای داشته باشیم.

  1. اولین و مهم ترین ویژگی گفتمان لاکلا و موفه نفی ذات گرایی و تاکید بر ربطی بودن هویت ها است. این ویژگی ریشه در زبان شناسی سوسور و شالوده شکنی دریدا دارد. هیچ معنای ذاتی، ابدی، جهانشمول و همه فهم وجود دارد. رابطه بین دال و مدلول قرار دادی و دلبخواهی است نه لازم و دایمی. اشیاء بنفسه هیچ معنای ندارند.
از آنجا که هیچ معنای دایمی و ذاتی وجود ندارد، وقتی یک شیء، معنادار می شود که در گفتمان خاص قرار گیرد.
ادامه نوشته

تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران و پیامدهای آن

تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران و پیامدهای آن

روز جمعه مورخ 22/3/1388 در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد. در این انتخابات براساس اعلام رسمی وزارت کشور ایران و تایید شورای نگهبان، حدود 85% واجدین شرایط شرکت کردند و نزدیک 62% به محمود احمدی نژاد و حدود 33% به آقای میرحسین موسوی، جدی ترین رقیب انتخاباتی، رای دادند. بعد از اعلام نتایج، اعتراضات و اغتشاش های در ایران، از جمله پایتخت به وقوع پیوست که قابل تامل و بررسی است. ما در این چند سطر این وقایع را با «نظریه سیستمها» تحلیل می کنیم. هدف فهم و توضیح این وقایع با نظریه فوق است که مهمترین نظریه در علوم اجتماعی و سیاسی است.

نظریه سیستمها و انتخابات ایران

«نظریه سیستم» یکی از نظریه های مهم برای تحلیل مسائل اجتماعی است. در یک تعریف کلی، نظام یا سیستم، عبارت است از مجموعه عناصری که برای رسیدن به نتایج خاص در تعامل هستند. بر اساس این نظریه هر کشوری دارای یک نظام سیاسی است که همواره داده ها را معنا یا رمزگشایی نموده به نهاده تبدیل می کند. در این نظریه،
ادامه نوشته

انتخابات ریاست جمهوری و چند پرسش

انتخابات ریاست جمهوری و چند پرسش

این روزها همه نشانه ها حاکی از پیروزی آقای کرزی در انتخابات آینده افغانستان است. شاید تقدیر چنین است که یک دوره ی دیگر، جناب کرزی زمام امور کشور بحران زده و فقیر افغانستان را در دست بگیرد. ائتلافها، تاکتیک ها، و استراتژیها همه بر محور آقای کرزی می چرخد. در سطح کلان و بین المللی و قدرتهای بزرگ، از جمله آمریکا، نشانه های حاکی از این است که آقای کرزی زمدار افغانستان باشد. چه اینکه تمامی گزینه های احتمالیِ جانشینی آقای کرزی همه منتفی شده اند. در سطح منطقه ای، قدرتهای بزرگ محلی از جمله هند، ایران، روسیه از باب دفع افسد به فاسد هم که شده به زمداری کرزی رضایت دارند. تنها پاکستان مهم ترین همسایه افغانستان است که فعلا درگیر مشکلات داخلی بوده و توانایی اعمال نفوذ در افغانستان را ندارد. در سطح ملی و داخلی نیز نشانه ها حاکی از پیروزی آقای کرزی است. نبود رقیب جدی، ضعف ائتلافهای رقیب، ائتلاف با سران و متنفذین اقوام از جمله هزاره ها، تاجیک ها و حتی ازبکها، زمینه را برای پیروزی آقای کرزی فراهم کرده است. کرزی در طول چند سال حکومت، به خوبی معامله با جنگ سالاران و متنفذان محلی را یاد گرفته است. لذا امروز شرایط را طوری رقم زده است که به جای اینکه کرزی نیازمند متنفذان و رهبران اقوام باشد، برعکس آنان برای بقا و دوام خود نیازمند کرزی هستند. لذا هرکس زمانی برای خود نام و نشانی داشته است، امروز برای حفظ و تداوم آن، ناچارند با کرزی دست به اتحاد بزنند.
ادامه نوشته

بازخوانی  عدالت در گفتمان شهید مزاری

 

(مجله سراج شماره سی و یک و سی دوم)

درآمد

عدالت گمشده‌اي است كه بشر همواره در تكاپوي آنست. عدالت عمري به بلنداي تفكر بشر دارد؛ از آن زماني كه بشر به عنوان موجودي داراي فكر، انديشه و خرد به تفكر پرداخته است، عدالت يكي از موضوعات مهم آن بوده است. هيچ مكتب، دين، آيين، و نحله‌اي فكري نبوده است مگر اينكه در مورد عدالت موضعگيري كرده اند. اديان بزرگ الهي يكي از اهدافش را برقراري قسط و عدل قرار داده اند. مذاهب مختلف، خود را طلايه دار عدالت مي دانند. فيلسوفان، انديشمندان و متفكران همگي دغدغه‌ي عدالت داشته اند. خلاصه اينكه هرجا تفكر و تعقلي بوده، عدالت چاشني آن بوده است.

به همان ميزان كه بشر در مورد عدالت انديشيده اند، به همان ميزان برداشت‌هاي متفاوت و حتي متضاد از عدالت صورت گرفته است. مكاتب مختلف تصوير‌هاي مختلفي را از عدالت به نمايش گذاشته و انديشمندان مختلف برداشتهاي متفاوت از عدالت داشته اند. فيلسوفان، متكلمان، فقيهان و محدثان، مصلحان و فعالان اجتماعي هركدام به نحوي از عدالت سخن گفته اند. بنابراين بيان مفهوم واحد و قدر جامعي از عدالت نه ممكن است و نه مفيد. عدالتي كه در باب الهيات و خداشناسي مطرح است با عدالت فقهي كاملا

ادامه نوشته

پایان نامه ای که دفاع شد

پایان نامه ای که دفاع شد

بلاخره، در تاریخ 3/3/1388 بعد از چند ماه تلاش، پایان نامه ام را دفاع کردم. عنوان پایان نامه «تحلیل گفتمانی دموکراسی در افغانستان: موانع گفتمانی دموکراسی» در این تحقیق جناب دکتر تاجیک استاد دانشگاه شهید بهشتی به عنوان راهنما، دکتر منصور میراحمدی به عنوان مشاور و دکتر علیرضا ازغندی به عنوان داور، همکاری داشتند. پایان نامه با درجه عالی و با نمره نوزده و نیم مورد قبول هیئت داوران واقع شد. لازم است از برادر عزیز قادر نعیمی تشکر و قدردانی ویژه داشته باشم.

چکیده

بعد از یازدهم سپتامبر 2001 طالبان، جایش را به گفتمان دموکراسی داد. طالبان که خود با غیریت سازی و به حاشیه راندن گفتمان بی قرار و از جا کنده شده مجاهدین،
ادامه نوشته

هزاره ها از جنبش نرم مدنی و مشارکت ملی تا تشکیل احزاب سیاسی

این مقاله اقای علوی در مجله طرح نو می باشد. مقاله و نقد آن را بخوانید و قضاوت کنید.

سید رضا علوی

سند شماره 1:
«حريّت فردي از هرگونه تعرض و مداخله مصئون است؛ هيچ كس، جز بر اساس حكم فيصله‌اي محكمه‌اي شرعي و نظامات مقننه، توقيف يا مجازات نخواهد گرديد. بردگي ملغي است؛ هيچ كس نمي‌تواند ديگري را به صفت برده و غلام استخدام نمايد.»1
كشور افغانستان يك كلكسيون غني از واحدهاي وابسته به رگه‌هاي متفاوت جمعيت بشري است. در برخي منابع خارجي به آن «موزيم اقوام» نيز گفته شده است. انواع از نژادها، اقوام، گويش‌ها و گرايشهاي بشري در آن وجود دارند و در كنار هم زندگي مي‌كنند. قوم هزاره، با مميزه‌هاي چون نوع خاصي از چهره، گويش دري (با لهجه‌ي محلي هزاره‌گي) فرهنگ و آداب متميز، پيروي (اكثريت) از مذهب جعفري و انزواي جغرافيايي؛ يك تيره از ساكنان اين كشور است.

ادامه نوشته

هزاره ها از «جنبش نرم مدنی» و مشارکت ملی تا توحش و بی خردی سیاسی

علی رضا شریفی

اشاره

در شماره چهاردهم و پانزدهم مجله طرح نو مقاله ای تحت عنوان «هزار ها از جنبش نرم مدنی و مشارکت ملی تا تشکیل احزاب سیاسی» به چاپ رسیده است. این نوشتار به نقد و شالوده شکنی مقاله مذکور می پردازد.

***

«شالوده شکنی» یا «بن فکنی» روشی است که ژاک دیدا فیلسوف معاصر فرانسوی به کار گرفته است. او خود در تعریف آن می گوید:

«چیزی ساخته شده است، مثلا یک نظام فلسفی یا یک سنت، و یا فرهنگ و کسی می خواهد آن را آجر به آجر خراب کند تا بنیادهای آن را تحلیل و آن را مستحیل نماید. فردی به نظامی می نگرد و چگونگی ساخت آن را وارسی می کند، تا معلوم دارد که زاویه ها و یا سنگهای پایه کدام است و چنانچه آنها را جابه جا کند از قید اقتدار نظام رها خواهد شد.»(ضیمران، 1379: 36)

 وقتی می گوییم بن فکنی مراد تخریب و ویران سازی یک ساختمان نیست بلکه باید آن را گونه ای پرسش در باره ای الگو و طرح معمارانه به شمار آورد. در فلسفه نیز پرسش از شالوده ها، بنیادها، مبانی، اصول و چارچوبها و به طور کلی آنچه به زبان یونانی آرخه معروف است، مصداقی از همین رویکرد است. بنابراین بنیان فکنی و ساخت زدایی عبارت است از پرسش و جستجوی نهادها و بنیاد ها و در اینجا معماری را باید در معنای استعاری و مجازی آن به کار گرفت.»(همان،43)

خلاص اینکه شالوده شکنی این است که: اولا: خصوصیات و ویژگیهای یک اثر را بررسی کنیم؛ ثانیا؛ مبانی، اصول و چارچوب کلی آن را بیان کنیم؛ ثالثا: نتایج و پیامدهای آن را بیان کنیم.

در شماره چهاردهم و پانزدهم فصل نامه طرح نو مقاله ای از محقق ارجمند جناب آقای سید رضا علوی تحت عنوان: «هزاره ها از جنبش نرم مدنی و مشارکت ملی تا تشکیل احزاب جهادی» به چاپ رسیده است. ما تلاش می کنیم در سطور چندی به شالوده شکنی این مقاله بپردازیم. لذا بر اساس تعریف که از شالوده شکنی ارائه کردیم، ابتدا مشخصات و ویژگیهای مقاله مذکور، سپس مبانی و بنیادهای آن و در نهایت نتایج و پیامدهای آن را بیان می کنیم.

ادامه نوشته

این هم افتخاری دیگر برای بنی آدم

«باراک حسین اوباما، رئیس جمهور آمریکا شد»

به راستی شما چه احساسی نسبت به این جمله دارید؟ بی تفاوت! خوشحال! ناراحت! ذوق زده! متعجب! و...

به هرحال بدترین گزینه شاید «بیتفاوتی» باشد. دلایلی زیادی برای این امر وجود دارد: رئیس کشور که بر دنیا مسلط است انتخاب می شود؛ او یک سیاه پوستی است که اجدادش را به عنوان برده در آمریکا آورده بودند؛ او ارتباطی هم به دین اسلام دارد؛

آیا اینها دلیل کافی برای بیرون آوردن یک فرد از بی تفاوتی نیست؟

به هرحال من کاری به این ندارم که دیگران چه احساسی نسبت به این مسئله دارد اما لازم می دانم احساس درونی خود را بیان کنم:

برای توجیه این حادثه دو نظر و دو طیف تئوریکی وجود دارد:

1-     انتخاب اوبامای سیاه و مسلمان، توطئه دیگری صهیونسم جهانی و استکبار جهانی است تا اینبار با این سیاست، بر دنیا سوار شود! اوبا عروسک خیمه شب بازی است که او را برای رسیدن به اهداف مهمتر، روی کار  آوردند.(تئوری توطئه)

2-     تاریخ پایان یافته است؛ لیبرال دموکراسی بهترین نظامی است که بشر به آن دست یافته و دیگر نظامی فوق آن، قابل تصور نیست؛ دلیل آن، انتخاب فردی مسلمانِ سیاه پوست در کشوری است که بنای آن در دست سفید پوستان، اداره آن در دست سفید پوستان، ثروت آن در دست سفید پوستان و دین آن مسحیت است! مگر بشر بهتر از این، دیگر چه می خواهد. آیا بشر تا کنون  چنین چیزی به خود دیده است؟

کدام درست است: اولی یا دومی؟ نظر شما چیست؟

اما نظر شخصی بنده: من به عنوان یک مسلمان از لحاظ مبنایی، ممکن است با بسیاری از سیاستها، اقدامات، و عملکرد آمریکا موافق نباشم. من با توجه به باورهای که دارم، ممکن است نظامی لیبرال دموکراسی را بهترین نظام  برای بشر ندانم؛ اما به این امر اذعان دارم که غیر از حکومت معصومین، این اولین نظام و بهترین نظامی است که بشر با تجربه ی بشری خود به آن دست یافته است. من این اتفاق را به تمام بشریت تبریک می گویم. من این حادثه را محدود به جغرافیای خاص و مردم خاص نمی دانم من این را تجربه گرانبها و ارزش ستودنی برای بشریت می دانم.

نظرشما چیست؟

دعوت به همکاری

با سلام !

از غیبت چند ماهه و وقفه ای که در نوشتن مطالب جدید ایجاد شد، پوزش می طلبم. شاید برای کسانی که رنج بی خانگی و مستاجری را دیده و با درد آوراگی آشنا هستند این مسئله قابل توجیه باشد. به هرحال نداشتن خانه و تلفن و خرابی کامپیوتر در اساس کشی، شاید دلایلی محکمه پسندی برای این غیبت طولانی باشد. در این اولین حضور، می خواهم یک مژده دهم اولا به خودم ثانیا به همه اندیشمندان، متفکران و صاحبان قلم. مژده به این خاطر که موضوع پایان نامه بنده در دانشگاه شهید بهشتی تهران به تصویب رسید. عنوان پایان نامه هست: تحلیل گفتمانی دموکراسی در افغانستان: موانع گفتمانی دموکراسی سازی . این موضوع با راهنمایی بهترین استاد دانشگاه شهید بهشتی و ایران در زمینه گفتمان و پست مدرن، جناب دکتر محمد رضا تاجیک  و مشاوره یکی دیگر از بهترین اساتید، دکتر منصور میراحمدی اتخاذ شده است.

برای پربار شدن این رساله، دست یاری بسوی همه اندیشمندان، متفکران و اصحاب قلم دراز نموده تا هرنوع کمکی که می توانند از قبیل: معرفی منابع و سایتها، ارائه انتقادات و پیشنهادات و... بنمایند. لطف تان مستدام

 

ایمیل:www. ali_sha_rifi@yahoo.com

روش و چارچوب نظرى در پژوهش‏هاى سياسى

 در گفتگو با دكتر عباس منوچهرى(1)

به كوشش: غلامرضا بهروزلك(2)

اشاره:

روش و چارچوب نظرى در پژوهش‏هاى سياسى از مباحث مهم و قابل توجه پژوهشگران علوم سياسى است. براى تشريح اين مفاهيم و بيان چيستى و جايگاه آن‏ها در پژوهش‏هاى سياسى، مصاحبه‏اى با دكتر عباس منوچهرى توسط استاد بهروزلك انجام و ويرايش شده كه به شرح ذيل تقديم علاقمندان مى‏شود.

 
ادامه نوشته

روش‏شناسى و انديشه سياسى


علوم سياسى>شماره 28

حميد پارسانيا

باسمه الحق

1. موضوع روش‏شناسى: روش‏شناسى شناخت شيوه‏هاى انديشه و راه‏هاى توليد علم و دانش در عرصه معرفت بشرى است و موضوع اين دانش، روش علم و معرفت است، و روش در ارتباط مستقيم با عواملى نظير موضوع معرفت، هدف معرفت و هستى‏شناسى و معرفت‏شناسى‏اى است كه معرفت بر اساس آن شكل مى‏گيرد. معرفت خصوصا اگر كاربردى باشد، در روش خود از نظريه‏اى كه مبتنى بر آن است نيز تأثيرپذير مى‏باشد.

 
ادامه نوشته

روش‏شناسى در علوم سياسى

 

در گفت‏وگو با مصطفى ملكيان

اشاره:

اين گفت‏وگو به همت پژوهشكده انديشه سياسى اسلام صورت پذيرفته، و آقاى سيد صادق حقيقت آن را بازنويسى كرده است. پيش از اين در شماره‏هاى 7 و 9 نيز گفت‏وگوهايى در زمينه موضوع مذكور شده بود.

با تشكر از اين‏كه وقت‏خود را در اختيار ما قرار داديد، به‏عنوان مقدمه، اين سؤال را مطرح مى‏كنيم كه اصولا تفاوت «رهيافت‏» و «رويكرد» چيست؟ و آيا Attitude امرى شخصى و Approach امرى غيرشخصى است؟

 
ادامه نوشته