موانع گفتمانی دموکراسی در افغانستان
. طرح مسئله
افغانستان در قرن بیستم شاهد تحولات عظیم و گسترده بوده است. اگر با تحلیل گفتمانی قضیه را ارزیابی کنیم، گفتمان های مختلفی در چند دهه اخیر در افغانستان ظهور نموده است. گفتمان مجاهدین با غیریت و دگر سازی گفتمان کمونیستی به وجود آمد. اما این گفتمان علی رغم استقبال اولیه از سوی مردم، نتوانست معانی را که به نشانه ها داده بود طبیعی جلوه داده و بر ذهنیت مردم نفوذ و سیطره پیدا کند. گفتمان طالبان با نفی هویت گفتمان مجاهدین خود را معرفی نموده و از نقطه ضعفهای مجاهدین استفاده نموده دالهای را مفصلنبدی نمود که سبب برتری آن شد. اما در دراز مدت این گفتمان به خاطر عدم تطابق با هنجارهای پذیرفته شده بین المللی از جاکنده شد و گفتمان دموکراسی جای آن را گرفت.
گفتمان دموکراسی، بعد از شکست طالبان، گفتمان غالب در کشور افغانستان بوده است. بعد از 11 سپتامبر 2001 تمامی تلاشهای مجامع جهانی و نیروهای فعال اجتماعی در داخل افغانستان، در راستای تثبیت دموکراسی بوده است. علی رغم این تلاشها، گفتمان دموکراسی، با چالشها و موانع متعددی روبرو بوده و هست؛ در حالی که چند سال از عمر حکومت دموکراسی، هنوز موفقیت زیادی به دست نیاورده است. گفتمان دموکراسی، تا حصول اجماع بر سر معانی دالهای موجود در آن، فاصله ی زیادی دارد. شناخت موانع، یکی از مقدمات کسب موفقیت به شمار می رود. این تحقیق تلاش می کند تا گفتمان دموکراسی و دالهای مفصل بندی شده در آن را تبیین نموده به موانع و مشکلات آن در راه هژمونیک شدن بپردازد. مهم ترین موانع دموکراسی در افغانستان، موانع گفتمانی یا وجود رقیبها و دشمنانی است که دالهای گفتمان دموکراسی را به چالش طلبیده مانع هژمونیک شدن آنها می شود.گفتمان های که با تولید معانی متضاد و به چالش کشیدن معانی دالهای دموکراسی، به پاره پاره شدن جامعه و ایجاد شکاف در آن دامن می زند. به نظر می رسد که مهمترین گفتمان های رقیب برای دموکراسی، گفتمان طالبان و مجاهدین باشد. این دو گفتمان اگرچه نتوانستند به عنوان گفتمان مسلط در جامعه افغانستان به حیات خود ادامه دهند، اما با شناخت و ریشه ای که این دو گفتمان در جامعه سنتی افغانستان دارند، از شانس زیادی برای تحمیل معانی مورد نظر بر مردم، و یا حد اقل، ایجاد موانع برای پذیرش معانی گفتمان دموکراسی از سوی مردم، برخوردارند.
بنابراین سوال اصلی این تحقیق این است که: «موانع گفتمانی دموکراسی در افغانستان کدامند و چه گفتمانهای با گفتمان دموکراسی در حال نزاع و رقابت بر سر تولید معنا و ایجاد اجماع به سر می برد؟
فرضیه که در این تحقیق آزمون شده عبارت است از: «گفتمان دموکراسی با مفصل بندی دالهای: آزادی، حقوق بشر، حقوق زنان، امنیت و مبارزه با تروریزم، مبارزه با کشت خشخاش، و اقتصاد آزاد، پیرامون دال مرکزی مردم، با دو گفتمان: طالبان و مجاهدین، بر سر تولید معنا در حال نزاع و رقابت بوده و مهم ترین مانع بر سر راه دموکراسی وجود گفتمانهای فوق است که از تثبیت معانی نشانه های آن و ایجاد اجماع، جلوگیری کرده است».
در این مقاله تلاش می شود به آزمون فرضیه فوق پرداخته شود. لذا ابتدا گفتمان دموکراسی و دالهای مفصلبندی شده در آن را تحلیل خواهیم کرد. بخش دوم به گفتمان های رقیب، مجاهدین و طالبان، پرداخته خواهد شد. در بخش پایانی تحت عنوان موانع گفتمانی، چالشهای گفتمان دموکراسی را بیان خواهیم کرد.
2. گفتمان دموکراسی
الف) پیشینه دموکراسی در افغانستان
اگر آغاز تاریخ افغانستان را به عنوان یک کشور، از اعلام پادشاهی احمدشاه ابدالی در سال 1747م بدانیم، تا اوایل قرن بیستم، این کشور همواره با تمایلات و خواسته های امیران و شاهان اداره شده است. تا زمان عبدالرحمن خان(1880-1901) دولت به مفهوم مدرن آن وجود نداشته و حکومت مرکزی هیچ تسلطی بر پیرامون نداشته است. در قرن بیستم که عده ای روشنفکران با دموکراسی آشنا شده اند همواره از طرف شاهان و حکومت مانعی در راه تحقق دموکراسی ایجاد شده است.
این کشور دارای 6 نظامنامه حکومتی یا قانون اساسی بوده است که تمامی این قوانین به منظور مشروعیت و تحکیم حکومت مرکزی تدوین شده است[i]. بنابراین تمامی کسانی که در مورد دموکراسی سازی در افغانستان قلم زده اند، بر این نکته هم عقیده اند که در افغانستان سنت و بنیانی محکم برای دموکراسی وجود ندارد.[ii]
ب) روند استقرار دموکراسی در افغانستان
بعد از خروج نیروهای شوروی و سقوط حکومت کمونیستی در سال 1992، مجاهدین بعد از سالها جنگ، قدرت را در دست گرفتند. نزاع و درگیری آنان، موجب پیدایش گروه طالبان شد که از سال 1996 حدود 95 درصد افغانستان، از جمله پایتخت را تحت کنترل داشتند.
در تاریخ 11 سپتامبر 2001(20/ 6/ 1380) برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک با خاک یکسان شد و بیش از پنج هزار نفر جانشان را از دادند. امریکا از مقامات طالبان خواست تا بن لادن و سایر رهبران ارشد القاعده را تحویل دهد، اما آنان سرباز زدند. آمریکا با حمایت متحدین، مجامع بین المللی و قطع نامه های شماره 1368 و 1373 شورای امنیت در تاریخ 7 اکتبر(15/ 7/ 1380) حملات خود را علیه طالبان شروع کرد. در تاریخ 13 نوامبر(22/ 8/ 1380) کابل پایتخت و در 7 دسامبر(16/9/ 1380) قندهار مرکز طالبان سقوط کرد.[iii]
بعد از سقوط طالبان، مهم ترین مسئله، پرکردن خلأ قدرت در افغانستان بود. برای اینکه تجربه تلخ دوران بعد از خروج شوروی تکرار نشود، آمریکا و مجامع بین المللی در صدد ایجاد دولت مشروع با پایه های وسیع در افغانستان برامدند. نشستی در شهر «بن» پایتخت آلمان برگزار شد که در آن تمامی جریانات سیاسی و نظامی افغانستان(جز طالبان) شرکت داشتند. بر اساس معاهده بن، جدول زمانی استقرار دولت دموکراتیک چنین اعلام شد.
|
انتخابت پارلمانی |
انتخابات ریاست جمهوری |
لوی جرگه قانون اساسی |
لوی جرگه اضطراری |
اداره امور موقت |
|
40 ماه بعد |
36 ماه بعد |
24 ماه بعد |
6 ماه بعد |
یک ماه بعد |
نمودار شماره 1- جدول زمانی استقرار دموکراسی در افغانستان
اولین اداره موقت به ریاست حامد کرزی دارای 33 عضو بود که از تمامی اقوام، اقشار و جریانات افغانستان نمایندگی می کردند. در «لویه جرگه اضطراری» که 3 روز ادامه یافت، حکومت انتقالی به ریاست حامد کرزی تعیین شد و مجاهدین، بسیاری از پست های کلیدی را در دست گرفتند.[iv]
لویه جرگه تصویب قانون اساسی با دو ماه تاخیر از موعد مقرر در موافقتنامه بن، تشکیل شد و طی 22 روز مذاکره، قانون اساسی به تصویب رسید. بعد از تصویب قانون اساسی، اولین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 9 اکتبر 2004 (18/ 7/ 1383 برگزار گردید.
«بر اساس گذارش سازمان ملل حدود8.1 میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند که حدود 70 درصد ثبت کنندگان را تشکیل می دادند. 40 درصد رای دهندگان، زنان بودند. تقریبا حدود 300 تا 400 هزار نفر از مهاجرین ساکن ایران و پاکستان نیز رای شان را در صندوق ها ریختند. حامد کرزی با کسب حدود 55.4 درصد آراء پیروزی را به دست آورد ».[v]
انتخابات پارلمان در تاریخ 18 دسامبر 2005 برگزار گردید. اعضای پارلمان (249 نفر) از میان 5800 کاندیدا که حدود 580 نفر زن بودند، انتخاب شدند.[vi] از کل 246 کرسی، باید 68 کرسی به زنان اختصاص می یافت.[vii] شوراهای ولایتی متناسب با جمعیت هر ولایت، از 9 تا 29 نفر عضو دارد و زنان حد اقل باید 2 کرسی را در هر ولایت، در اختیار داشته باشند. براساس ماده هشتاد و چهارم قانون اساسی، اعضای مجلس سنا یا «مشرانو جرگه» (102 نفر) یک سوم از میان اعضای شورای ولایتی(هر ولایت یک نفر با اکثریت نسبی) به مدت 4 سال، یک سوم از میان اعضای شورای ولسوالی ها(شهرستان ها) به مدت سه سال، و یک سوم با معرفی رئیس جمهور به مدت 5 سال انتخاب می شود.
ج) دالهای گفتمان دموکراسی
1. مردم
گفتمان دموکراسی متشکل از مجموعه ای دالها و نشانه های است که در کنار دال مرکزی «مردم» مفصل بندی شده است. بعد از حمله به برجهای مرکز تجارت جهانی و متعاقب آن، حمله آمریکا و متحدین به افغانستان، یکی از شعارهای اصلی آنان «مردم» و «ایجاد حاکمیت مردم» در افغانستان بوده است. این شعار از طریق رسانه های مختلف با شور و حرارت تبلیغ می شد که در نتیجه، توانست توجه اکثر مردم افغانستان را به خود جلب کند. در فضای اختناق و جوی بدبینی که مجاهدین و طالبان نسبت به دین و آموزهای دینی ایجاد کرده بود، شعار «مردم» و «مردم سالاری» جذابیت خاصی پیدا کرد. سازمان ها و نهادهایی نیز در این راستا در افغانستان شکل گرفت. در مقدمه ي قانون اساسي افغانستان آمده است؛ «... به منظور تاسيس نظام متكي بر اراده ي مردم و دموكراسي... اين قانون اساسي را... تصويب كرديم.» همچنين در ماده ي چهارم آمده است كه: «حاكميت ملي در افغانستان به ملت تعلق دارد كه به طور مستقيم يا توسط نمايندگان خود آن را اعمال مي كند.»
خلاصه اینکه نقش مردم در مشروعیت بخشیدن به حاکمیت بسیار تعیین کننده است. این نظام به کلی در تقابل با نظام مورد نظر مجاهدین و طالبان قرار دارد که برای مشروعیت نظام از مفاهیم دینی از قبیل: «شورای حل و عقد»، بیعت»، «شورای علما»، «خلافت» و «امیر المومنین» استفاده می کردند.
2. آزادی
یکی دیگر از دالهای گفتمان دموکراسی «آزادی» است. ماده 24 قانون اساسی افغانستان می گوید:
«آزادی حق طبیعی انسان است. این حق جز آزادی دیگران و مصالح عامه که توسط قانون تنظیم می گردد، حدودی ندارد. آزادی و کرامت انسان از تعرض مصون است. دولت به احترام و حمایت آزادی و کرامت انسان مکلف است.»
ماده 34 در مورد آزدی بیان، ماده 35 در مورد آزادی جمعیت ها و تشکلات، ماده 36 در مورد آزادی اجتماعات و تظاهرات، و ماده 37 در موردآزادی مراسلات و مخابرات اشخاص، است.
در قانون اساسی افغانستان مراد از آزادی، آزادی منفی است. چنان که در ماده 24 قانون اساسی آمده است: «آزادی حق طبیعی انسان است. این حق جز آزادی دیگران و مصالح عامه که توسط قانون تنظیم می گردد، حدودی ندارد» در یک نظر سنجی که توسط آسیا فاندیشن در سال 1386 صورت گرفته است، بیش از 50% مردم افغانستان دموکراسی را مساوی با آزادی دانسته اند.[viii]
3. حقوق بشر
حقوق بشر شامل طیف گسترده ی از حقوق اولیه است که باید تمامی افراد جامعه به صورت مساوی، از آن برخوردار باشند. مصادیق این حقوق عبارت است از: حق حیات، حق آزادی و امنیت شخص، ممنوعیت شکنجه، حق مصونیت اسرار شخص، حق دفاع، دادخواهی و مراجعه به دادگاه صالح، حق تساوی در برابر دادگاه، حق آزادی اندیشه، بیان و مذهب، حق تشکیل مجامع و اجتماعات، حق آزادی مطبوعات، حق ازدواج و تشکیل خانواده، حق حمایت از کودکان، حق شرکت در امور سیاسی و... [ix]
حقوق بشر در افغانستان سابقه ی خوبی ندارد؛ در طول تاریخ افغانستان، به ویژه یک قرن اخیر، حقوق بشر همواره نقش شده است.[x]
نهاد حقوق بشر در تاریخ 16/ 3/ 1381 (ژوئن 2002) به ریاست «سیما ثمر» تاسیس شد.[xi] مبانی نهاد ملی حقوق بشر در افغانستان عبارت است از : 1. اصول پاریس که مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد. 2. معاهده بن بخش پنجم ماده دوم. 3. قانون اساسی افغانستان ماده 58. 4. قوانین عادی. کمیسیون حقوق بشر افغانستان دارای تشکیلات ذیل است: 1. کمیسیونی متشکل از 9 عضو(کمیسر) که به مدت 5 سال از طرف رئیس جمهور انتخاب می شود. 2. کمیته تخصصی. 3. دارالانشاء(دبیرخانه)
کمیسیون حقوق بشر، در مورد زنان نیز فعالیت گسترده ای دارد. چه اینکه این قشر نیز از محروم ترین اقشار جامعه افغانستان است.[xii]
دال «حقوق بشر» یکی از دالهای مهم گفتمان دموکراسی است. این کمیسیون سالانه گزارشهای مهمی در مورد تعداد و موارد نقض حقوق بشر در افغانستان، ارائه می کند.[xiii]
4. زنان
فعالیت سیاسی- اجتماعی زنان در افغانستان سابقه چندان طولانی ندارد؛ آغاز فعالیت آنان به اوائل نیمه دوم قرن بیستم باز می گردد. در دوره طالبان(1375-1380) زنان به کلی از فعالیت محروم شدند. با توجه به جایگاه «زنان» در گفتمان طالبان، طبیعی بود که گفتمان دموکراسی به عنوان رقیب و جانشین گفتمان طالبان، برای دال «زن» جایگاه ویژه ای قایل شود. «زنان» در گفتمان دموکراسی به عنوان یک دال مهم مفصل بندی شد و تمامی تلاش این گفتمان جلب توجه زنان بوده است. در حکومت موقت یکی از دو معاون اول(قاسم فهیم و سیما ثمر) رئیس دولت، و یکی از وزیران(سهیلا صدیق وزیر بهداشت) زن بودند. در همین اداره برای اولین بار نهادی تحت عنوان «وزارت زنان» تاسیس شد که زیر نظر خانم سیما ثمر فعالیت می کرد. در «لویه جرگه قانون اساسی» زنان 11 در صد نمایندگان را تشکيل ميدادند. بیش از 40 در صد رأی دهندگان را در انتخابات ریاست جمهوری، زنان تشکيل ميدادند.[xiv] در انتخابات پارلمان از کل 5800 کاندیدا، حدود 580 نفر زن بودند. از کل 246 کرسی نمایندگی، باید 68 کرسی به زنان اختصاص می یافت که حدود 28% کل نمایندگان را تشکیل می دهد.[xv] شوراهای ولایتی متناسب با جمعیت هر ولایت، از 9 تا 29 نفر عضو دارد و زنان حد اقل باید 2 کرسی را در اختیار داشته باشند. در مجلس خواص یا مشرانو جرگه از کل 102 نماینده، 17 نماینده باید زن باشد.
5 مبارزه با کشت خشخاش
مواد مخدر یکی از معضلات بشر در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم به شمار می رود. بر اساس گذارش سازمان ملل حدود 16 میلیون معتاد به مواد مخدر در جهان وجود دارد که حدود 11 میلیون آنان را مصرف کنندگاه هیروئین تشکیل می دهد. در میان کشورها به ترتیب: هند(3 میلیون)، روسیه و اروپای شرقی(2.3 میلیون)، چین(1.7 میلیون)، اروپای غربی(1.6 میلیون)، ایران (1.2 میلیون) آمریکا (1.2 میلیون) پاکستان(07 میلیون) نفر مصرف کننده مواد مخدر دارند.[xvi]
در حال حاضر حدود 92% تریاک جهان را تولید می کند. خشخاش تولید شده در این کشور، حدود 70% مواد اولیه هیرویین جهان را تامین می کند.(دنیز یانگ، 10) افغانستان منبع تامین حدود 90% هیرویین روسیه و اروپای شرقی و 14% هیرویین آمریکا می باشد. سالانه حدود 100 هزار نفر به خاطر مصرف مستقیم یا غیر مستقیم هیرویین تولید شده ای افغانستان، جانش را از دست می دهد.[xvii]
بعد از خروج نیروهای شوروی و درگیری مجاهدین، کشاورزی افغانستان هیچ وقت نتوانست قد راست نموده به وضعیت سابق برگردد. کشاورزان فقیر به ناچار، برای امرار معاش تن به کشت خشخاش داده که محصول کم زحمت، زود بازده و نسبتا پر درامد است.[xviii] درامد یک کشاورز از تولید خشخاش 17 برابر تولید گندم است[xix] با اینکه سالانه بیش از 500 تن تریاک برای مصارف دارویی در جهان نیاز است، اما تمام تریاک تولید شده در افغانستان برای تولید مواد مخدر به کار گرفته می شود.[xx] روند کشت خشخاش از 29 هزار هکتار در سال 1986، به 165 هزار هکتار در سال 2006 رسیده است[xxi]
در حمله ی آمریکا به افغانستان و استقرار دموکراسی بعد از شکست طالبان، یکی از اهداف آنان مبارزه با تولید خشخاش بوده است. در سال 2005 نهاد جدیدی در حد وزارت در دولت افغانستان برای مبارزه با مواد مخدر ایجاد شد. از کمک های که بین سالهای 2002 – 2006 به افغانستان شده است حدود 491 میلیون دلار به معضل مواد مخدر و کشت جایگزین اختصاص یافته است که در مقایسه با مبلغ که به امر بهداشت اختصاص یافته(82 میلیون دلار) رقم قابل توجه است.
نمودار شماره 2 - مبالغ اختصاص یافته به مبارزه با مواد مخدر در مقایسه با بهداشت.
منبع: شورای سنلس، 2006
6. مبارزه با تروریزم
مبارزه با تروریزم و ایجاد امنیت در افغانستان یکی از «نشانه»های مهم گفتمان دموکراسی است. به باور کارشناسان برای استقرار امنیت و ثبات در کشوری مانند افغانستان، حدوداً بین 100,000 تا 250,000 نیرو لازم است.[xxii] مبارزه با تروریزم و ایجاد ثبات در افغانستان، از دو طریق صورت گرفته است: اول، استقرار نیروهای خارجی. دوم، آموزش نیروهای ارتش و پلیس ملی افغانستان. نیروهای خارجی تحت عنوان «نیروی بین الملل کمک برای صلح»[xxiii](ISAF) بر اساس اجلاس بن در افغانستان مستقر شد. بر مبنای این توافق نامه و قطعنامه شماره 1386 شورای امنیت، در 20 دسامبر 2001 حدود 5000 هزار نیروی بین المللی تحت رهبری انگلستان با همکاری ترکیه، در کابل مستقر شد و بعد به ترتیب به سراسر افغانستان گسترش یافت. بعد از ریاست جمهوی باراک اوباما، و در خواست افزایش نیرو، وزرای خارجه کشورهای عضو ناتو در تاریخ 3 و 4 دسامبر طی جلسه ای اعزام حدود 37،000 نیروی جدید را تصویب کردند که 30،000 آمریکایی و 7،000 از دیگر کشورها خواهد بود. [xxiv]
نمودار شماره 3- روند افزایش نیروهای ناتو/ایساف در افغانستان از 2003 تا 2009
منبع: سایت ناتو
اقدامات ناتو در افغانستان در قالب «تیم های بازسازی منطقه ای»[xxv] انجام می گیرد. هم اکنون حدود 26 تیم در ولایات مختلف افغانستان به فعالیت مشغول است. مهم ترین اقدامات امنیتی این تیمها، فعالیت در جهت «خلع سلاح گروههای مسلح غیر قانونی»(DIAG)[xxvi] بوده است. در این راستا تیم های مذکور سلاحهای افراد مسلح را جمع آوری و آنها را تشویق به پیوستن به اردوی ملی می نماید. این کار تحت عنوان «خلع سلاح، غیر نظامی سازی و ادغام مجدد»(DDR)[xxvii] صورت می گیرد. تا کنون بیش از 63 هزار نفر خلع سلاح شده و حدود بیش از پنج هزار نفر از آنان در ارتش و پلیس ملی ادغام شده اند.
کار مهم دیگری که در راستای امنیت و ثبات و مبارزه با تروریزم برداشته شده است، تربیت و تجهیز ارتش و پلیس ملی افغانستان است. هدف اصلی، تربیت حدود 70 هزار نفر برای ارتش ملی و حدود 82 هزار نفر پلیس ملی می باشد.[xxviii] در فوریه 2008 تعداد ارتش ملی به 50,000 رسیده است.[xxix] بر اساس گزارش ناتو در اوایل سال 2009 نیروی تربیت یافته پلیس به 67 هزار نفر رسیده است.[xxx]
براساس آمار ارائه شده توسط شورای سنلس در سال 2006، هزینه نظامی آمریکا و کشورهای ناتو بالغ بر 82 میلیارد دلار بوده است که در مقایسه با 7 میلیارد که در بخش توسعه ی زیرساختهای افغانستان صورت گرفته است، عدد بزرگی است. از 7 میلیارد که به امر توسعه و بازسازی اختصاص یافته است حدود 2.2 میلیارد به ارتش ملی اختصاص داده شده است.
نمودار شماره 4- مبالغ هزینه شده در امور نظامی و توسعه در افغانستان
منبع: شورای سنلس[xxxi]
7. اقتصاد آزاد
افغانستان یکی از فقیر ترین کشورهای جهان است. برآوردها نشان می دهد که حدود 60 تا 80 درصد مردم این کشور، زیر خط فقر زندگی می کنند. در سال 1996 افغانستان رتبه 169 را در میان کشورهای عضو سازمان ملل در زمینه توسعه انسانی، داشته است. امید به زندگی در این کشور کمی بیشتر از 40 سال است و 50% درصد کودکان زیر 5 سال، از سوء تغذیه رنج می برند.[xxxii] حدود 36% مردم این کشور با سواد هستند مردان حدود 51% و زنان 21% باسوادند. نرخ بیکاری در افغانستان حدود 43% است. حدود 81 % شاغلین در این کشور، به کشاورزی، حدود 11% در صنعت و 9% در خدمات مشغول هستند. درآمد سرانه این کشور در سال 2002 بین 150 تا 180 دلار بوده است. در طول چندین سال جنگ، تمامی زیرساختهای این کشور به کلی نابود شده است. راه های مواصلاتی، تخریب و سیستم آبیاری و کشاورزی ویران شده است.[xxxiii]
بعد از 11 سپتامبر، آمریکا و متحدین، با کشور تقریبا ویرانه ای روبرو بودند. استقرار دموکراسی در کشوری با وضعیت اجتماعی- اقتصادی فوق، کاری بسیار دشوار خواهد بود. لذاست که دال اقتصاد در گفتمان دموکراسی بسیار تعیین کننده است. بدین منظور آنان اقدامات ذیل را در راستای بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان انجام دادند: 1. برگزاری کنفرانس های بین المللی برای جذب کمکهای بین المللی برای بازسازی افغانستان. 2. کمک های آمریکا از طریق «موسسه توسعه بین المللی ایالات متحده»(USAID)[xxxiv] به افغانستان.
در کنفرانس توکیو در سال 2002، که اکثر کشورهای اروپایی، آمریکایی و متحدین آسیایی آمریکا شرکت داشتند حدود 4.5 میلیارد دلار برای 5 سال به افغانستان اختصاص یافت که از این مقدار حدود 1.8 میلیارد برای سال 2002 بوده است.
کنفرانس مهم دیگر، در مارس 2004 در برلین برگزار شد. در این کنفرانس جمعا حدود 8.2 میلیارد دلار برای سال 2004- 2007 به افغانستان اختصاص یافت. از مبلغ فوق، حدود 4.4 میلیارد برای سال 5-2004 بوده است. به علاوه، آمریکا برای سال 2004 حدود یک میلیارد دلار به افغانستان اختصاص داد.[xxxv]
سومین کنفرانس در اواخر ژانویه 2006 در لندن برگزار شد. در این کنفرانس، مبلغ 10.501 میلیارد دلار از سوی کشورها، موسسات و آژانس های بین المللی به افغانستان اختصاص یافت. از این مبلغ حدود 4.921 میلیارد، برای سال 6-2005 اختصاص داده شد.[xxxvi]
آمریکا علاوه بر جلب کمکهای بین المللی از طریق کنفرانس ها، کمک های دیگری را از طریق آژانس توسعه بین المللی(USAID) به افغانستان اختصاص داده است. کمک های مذکور در بهبود اقتصاد افغانستان مؤثر بوده است. طوری که سیستم بودجه دولت افغانستان، اکنون با همکاری صندوق بین الملل پول و خزانه ایالات متحده تعیین می شود. آمریکا بین سالهای 2002 تا 2007 بیش از 5 میلیارد دلار در بخش های مختلف، اختصاص داده است. هم چنین این آژانس بین سالهای 2005 تا 2010 سالانه به ترتیب 890، 880، 665، 665، 655 و 645 میلیون دلار در بخش های مختلف اختصاص داده است که مجموع آن بالغ بر 4.4 میلیارد دلار می شود. بنابراین آمریکا به تنهایی بیش از ده ملیارد دلار به بازسازی و اقتصاد افغانستان کمک کرده است.
نمودار شماره 6- بودجه آژانس توسعه بین المللی آمریکا برای بازسازی افغانستان(سالهای 2005 تا 2010)
منبع: سایت آژانس توسعه بین المللی آمریکا.(به نقل از تمنا،182)